برگردان به زبان ساده
ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک
حقه بازی ز دهان تو بیاموخت فلک
هوش مصنوعی: ای تو که به خاطر یک ترفند کوچک از تو محو شدهام، آسمان این حقهبازی را از زبان تو یاد گرفته است.
جلوه گر چون بخرامی تو بود ذکر ملک
بهر پاس تو زهر چشم یداللّه معک
هوش مصنوعی: تو مانند یک زیبا و خوشچهره خود را نشان میدهی و به دلیل زیبایی و جاذبهات، یاد و ذکر تو در ذهنها میماند. همچنین مانند زهر چشم، قدرت و نفوذی داری که دیگران را در تأثیر خود قرار میدهد.
یک طرف ریخته از بی گنهان خون و ز مکر
یکسو آویختهٔ از طره چو زهاد حنک
هوش مصنوعی: یک طرف از بیگناهی خون ریخته شده و از مکر و فریب، طرف دیگر خود را به موهایی آویزان کرده مانند زاهدان، که به شدت به فکر خود هستند.
من دریغ آیدم آلوده شود دامن تو
زاهدا از در میخانه برو دور ترک
هوش مصنوعی: من نگرانم که دامن تو به خاطر من آلوده شود، ای زاهد! از در میخانه دور شو.
گر تو با سرو قدان رخش ملاحت تازی
چرخ بهر تو زند کوس که السبعة لک
هوش مصنوعی: اگر تو با زیبایی و قامت بلند خود مثل سروها باشی، آنگاه چرخش زمان و سرنوشت برای تو آواز شادی سر میدهد.
دل ز من برده شه کشور حسنی که برش
نام خوبان همه از دفتر خوبی شده حک
هوش مصنوعی: دل من را به دست آورده است آن پادشاه زیبایی که نام تمامی خوبان در فرهنگ حسن و زیبایی، به خاطر او نوشته شده است.
شعله خوئی بمن خاک نشین آبی داد
که بدیدم می و ساقی و صراحی همه یک
هوش مصنوعی: شعلهای از عشق در دل من شعلهور شده که مرا به سمت خود کشیده است. در این حالتی که دارم، آبی به من دادهاند که در آن می و ساقی و جام همگی یکی شدهاند.
خال بر صفحهٔ رخسار تو مانندس سماک
دل اسرار طپدزان چوشب است و توسمک
هوش مصنوعی: نقطهای که بر چهرهات قرار دارد، مانند ستارهای در آسمان درخشان است و دل را میرباید. تو همچون ستارهای در میان شب میدرخشی.