برگردان به زبان ساده
در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
آری ندیده دیدهٔ شاهین کند صید مگس
هوش مصنوعی: صیاد عشق، که اهل هوس است، هرگز نمیبیند که شاهین میتواند مگس را شکار کند و او را در دام خود بیندازد.
نی سودی اندر پیشهها نی حاصلی ز اندیشهها
عشقی به روی کار بر حق سخن اینست و بس
هوش مصنوعی: هیچ منفعت یا نتیجهای در شغلها وجود ندارد و اندیشهها هم حاصلی ندارند. عشق به حقیقت و کارِ درست تنها چیزی است که اهمیت دارد.
ای دلبر بیمهر من بی مهر رویت ذره سان
سرگشته و بیچارهام ای چارهام فریاد رس
هوش مصنوعی: ای محبوب بیمهر من، من که همچون ذرهای سرگردان و بیچارهام، بدون محبت تو. تو تنها راه نجات منی و به فریادم برس.
مردیم در کنج قفس وز گردش وارون چرخ
صد رخنه در دل هست و نیست یک رخنهٔ در این قفس
هوش مصنوعی: ما در یک گوشهی قفس جان میدهیم و از چرخ زمان میچرخیم. دل پر از درد و سوالات بیجواب است، اما تنها یک شکاف در این قفس وجود دارد.
رسمی است میگیرد عسس در هر دیاری مست را
لیکن به ملک عاشقی این مست میگیرد عسس
هوش مصنوعی: در هر شهری، نگهبانان معمولاً افرادی را که مست هستند، دستگیر میکنند. اما در سرزمین عشق، این وضعیت متفاوت است و در آنجا، این مست عاشق را کسی نمیگیرد.
نبود عجب کاید نفس با آن که کشتی صدرهم
تا سوی دل بویت برد از سینه میآید نفس
هوش مصنوعی: همچنین جای تعجب نیست که نفس، با آن که در دل کشتی وجود خود را میسازد، روح و جانش به طرف محبت تو روانه میشود و از درون دل، احساس میشود.
ای باغبان چون ساختی گل را جدا از عندلیب
باری نسازد همنشین با نوگلم هر خار و خس
هوش مصنوعی: ای باغبان، چرا گل را از پرنده خوشصدا جدا کردی؟ خواهش میکنم بگذار کنار گل تازهام، هر خار و علفی نباشد.
سر در گریبان کردهام با خویش باشد سر من
تا از دلم افشا کنم ، کو محرمِ اسرار ، کَس
هوش مصنوعی: من در فکر و درون خودم غرق شدهام و تنها با خودم هستم. میخواهم رازها و احساساتم را بگویم، ولی کسی را نمیشناسم که به آنها گوش دهد و رازدار باشد.