برگردان به زبان ساده
گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار
ساقی تفقدی کن و جامی ز می بیار
هوش مصنوعی: گل در بهار از شاخه میشکفد و باد خوشی نیز وزیدن میگیرد. ای ساقی، لطفی کن و برای ما جامی از می بیاور.
در کشتزار حسن رخش سبزه میدمد
رخش نظر بر آن بتفرج بسبزه زار
هوش مصنوعی: در بستر سرسبز و خوش رنگ، زیباییها میدرخشند و زیبایی دیگر هم در حال لذّت بردن از این فضای سرسبز است.
یک صفحه از صحیفهٔ حسنت بود بهشت
در باب شرح وصل تو فصلی است نوبهار
هوش مصنوعی: بهشت در واقع یک برگه از زیباییهای تو است، و داستان عشق تو مانند فصل بهار همواره تازه و دلپذیر است.
دریای خون بسینهٔ ما موج میزند
منعم مکن ز گریه که نبود باختیار
هوش مصنوعی: دریای خون در دل ما به شدت در نوسان است. مرا از گریه کردن محروم نکن، زیرا این کار خارج از اراده من است.
محرم نبود مردم چشمم به روز وصل
شد دیده دجله ها که رود غیر برکنار
هوش مصنوعی: در روز وصال، دیگران برایم قابل دیدن نبودند و تنها به جریان دلخواه و مطمئن زندگیام توجه کردم.
از سرّ آن دهان همه اسرار شد و جود
زان سبزه زار خط بشد این خطه سبزوار
هوش مصنوعی: راز و رمزهای بسیاری از آن دهان فاش شد و بخشش و سخاوت از آن دشت سبز شعاعی از نور را به این منطقه سبزوار رساند.