برگردان به زبان ساده
خجسته دولت عالی همین کرد ای ملک پیمان
که فتحی نو دهد هر روز از یک گوشه کیهان
هوش مصنوعی: این ابیات به خوشبختی و سعادت زندگی اشاره دارد و میگوید که دولت و سرزمین با شکوهی که از آن سخن میگوییم، به نوعی تقدیر شده است. این سرزمین با هر روزی که میگذرد، دستاوردها و پیروزیهای جدیدی را از گوشههای مختلف دنیا به ارمغان میآورد. یعنی زندگی و وضعیت موجود همیشه نویدبخش موفقیتهای تازه و شگفتیهای زندگی است.
فرود آرد سپاهت را به گرد کشور عاصی
برآرد گرد از آن کشور بسوی گنبد گردان
هوش مصنوعی: سپاه تو در دور کشور عاصی فرود میآید و خاک آن کشور به سوی گنبد آسمانی بلند میرود.
برانگیزد ز شادروان سپاه پادشاهی را
نشاند یک غلامت را بر آن شاهانه شادروان
هوش مصنوعی: سپاه پادشاهی را با شادی و شادابی به حرکت درمیآورد و یکی از خدمتگزارانت را در جایی با شکوه و ارزشمند مینشاند.
همه گردان فیل افکن همه مردان شیر اوژن
همه چون رستم و بهمن همه چون طوس و چون دستان
هوش مصنوعی: همهی مردان شجاع و قوی مانند رستم و بهمن و طوس و دستان هستند و آمادهاند تا در میدان نبرد ایستادگی کنند. آنها همانند فیلهای نر قدرتمند و نترس در برابر دشمنان قرار میگیرند.
هزیمت رفتگان چونان همی رفتند روی از پس
چو اندر رستخیز آنکس کجا گوینده بهتان
هوش مصنوعی: رفتگان در پی شکست، مانند کسانی هستند که در روز رستاخیز از روی حق گریزانند. در این حالت، کسی که به ناحق سخن میگوید، به کجا میرود؟
دو دست اندر عنان چونان چو اندر سلسله دوزخ
دو پای اندر رکاب ایدون چو اندر کنده زندان
هوش مصنوعی: دو دست مانند افسار اسب، بر آن کنترل دارند. پاها در رکاب قرار دارند، مانند کسی که در زندان به زنجیر کشیده شده است.
تو گفتی هر یکی زیشان یکی کشتی شده ز آنپس
خله اش دو پا و بیلش دست و مرغابیش کشتیبان
هوش مصنوعی: تو گفتی هر یک از آنها مثل یک کشتی شدهاند و پس از آن، کشتیاش دو پا و بیلش دست و مرغابیاش کاپیتان است.
چو بازیگر همی رفتند خم داده میانک را
بحلق اندر یکی حلقه، بتن عریان بدل بریان
هوش مصنوعی: وقتی بازیگران به آرامی از میان حلقهای عبور کردند و دقت کردند که یکی از آنها در حالت عریان و داغ، به حالت دیگری تغییر شکل داده است.
نهاده دست چون کوران، همه بر پشت یکدیگر
عصای یکدگر گشته نژند از تهمت عصیان
هوش مصنوعی: دستها را مانند نابینایان بر پشت یکدیگر گذاشتهاند و همه به یکدیگر تکیه کردهاند، و به همین دلیل از تهمت نافرمانی آزردهخاطرند.
ز بس کشته، ز بس غرقه، ز خیل دشمنان گفتی
چه شد هامون چه شد جیحون که آن چونین و این چونان
هوش مصنوعی: به خاطر تعداد زیاد کشتهها و غرقشدگان و انبوه دشمنان، گویی چیزی از هامون و جیحون باقی نمانده و آنها بهگونهای دیگر شدهاند.
سپه سالار لشکرشان، یکی لشکرشکن کآخر
شکسته شد از او لشکر ولیکن لشکر ایشان
هوش مصنوعی: فرماندهی سپاه آنها، شخصی بود که در نبردها پیروز میشد و به دشمنان ضربه میزد، اما در نهایت خودش شکست خورد. با این حال، سپاه او همچنان قوی و پابرجا باقی مانده است.