برگردان به زبان ساده
زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
ز تاب پرتو حسن تو عقل حیرانست
هوش مصنوعی: هر ذرهای از وجود تو مانند ماهی درخشان است و زیباییهای تو آنقدر زیاد است که عقل را به حیرت میاندازد.
بیابیا که ز درد تو ناتوان گشتم
بجز نظر بجمالت بگو چه درمانست
هوش مصنوعی: بیا که از شدت درد و ناراحتی ناشی از تو ضعیف و ناتوان شدم. تنها چیزی که به من آرامش میدهد، تماشای زیبایی توست. اما غیر از این، چه راهحلی برای بهبودیام وجود دارد؟
اگر چه شاهد رویت ز خلق گشت نهان
عیان بدیده ماشد هرآنچه پنهانست
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی تو از دید مردم دور شد، اما در چشم ما هر آنچه که پنهان است، آشکار شده است.
بیک کرشمه ربودی قرار و صبر از دل
کنون ز شوق تو مارانه سر نه سامانست
هوش مصنوعی: با یک نگاه دلربا، آرامش و صبر را از دل من ربودید و حالا به خاطر شوق شما، دلم مثل مار در آشفتگی است و هیچ سامان و آرامشی ندارد.
بغیر یار درین دار نیست دیاری
خیال غیر اگر هست پیش نادانست
هوش مصنوعی: به جز محبوب، در این دنیا مکان دیگری وجود ندارد و اگر خیال کسی دیگری هم باشد، برای نادانان است.
فنا نگشته خلاصی مجوز دست فراق
بوصل دوست رسیدن نه کار آسانست
هوش مصنوعی: آزادی از درد جدایی و رسیدن به محبوب کار سادهای نیست و تنها با از بین رفتن خود و فنا شدن ممکن است.
بیا و جای اقامت بملک عشق طلب
که کوی زهد اسیری نه جای رندانست
هوش مصنوعی: بیایید به سرای عشق برویم، چرا که مسیر زهد و پارسایی برای مردم آزاد و رند مناسب نیست.