برگردان به زبان ساده
آفتاب روی تو تابان شدست
در شعاعش جان و دل حیران شدست
هوش مصنوعی: تابش آفتاب چهرهات روشنی خاصی به وجود آورده ووجودم پر از شگفتی و حیرت شده است.
نور مطلق گشت ذرات جهان
تاکه خورشید رخت تابان شدست
هوش مصنوعی: نور مطلق، تمام ذرات جهان را فراگرفته است تا اینکه خورشید با زیبایی و روشنیاش به درخشش درآمد.
جان که در تاب تجلی شد فنا
در حقیقت واصل جانان شدست
هوش مصنوعی: جان، زمانی که در نور درخشش و ظهور خود فرورفت، به فنا میرسد و در واقع به معشوق حقیقی خود میرسد.
آنکه روز و شب گدای کوی تست
بر همه خلق جهان سلطان شدست
هوش مصنوعی: کسی که همیشه در جستجوی محبت و قرب توست، بر همه مردم دنیا تسلط پیدا کرده است.
شد بملک عاشقی افسانه
هرکه در عشق تو جان افشان شدست
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق تو جانش را فدای عشق کند، به عنوان یک داستان عاشقانه در دلها جاودانه میشود.
جان ما در پرتو حسن رخت
محو و شیدا بی سر و سامان شدست
هوش مصنوعی: زندگی ما با زیبایی چهرهات پر از شوق و عشق شده و به گونهای در آن غرق شدهایم که دیگر هیچ سامان و ترتیبی نداریم.
عشق جانان جان بیمار مرا
بوالعجب هم درد و هم درمان شدست
هوش مصنوعی: عشق محبوب من، جان بیمار من را شگفتانگیز کرده است؛ هم درد من است و هم داروی من.
جان و دل در راه عشقت باختن
عاشق دیوانه را آسان شدست
هوش مصنوعی: فدای جان و دل خود شدن برای عشق، برای یک عاشق دیوانه کار آسانی است.
تا اسیری شد اسیر زلف یار
فارغ از کفر و هم از ایمان شدست
هوش مصنوعی: شخصی که به دام زلف محبوب افتاده، دیگر نه به کفر و نه به ایمان فکر میکند و کاملاً غرق در عشق و دلدادگی شده است.