برگردان به زبان ساده
مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی
صورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی
هوش مصنوعی: ظهور کلی که حقیقت را نمایان میکند، اگر نباشد، مانند این است که وجود ما تنها یک تصویر است و زیبایی ما هیچگاه نمیتواند با آنچه که زیباست، مقایسه شود.
گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخست
در میانه نام عاشق ازکجا پیداستی
هوش مصنوعی: اگر عشق ورزی از طرف معشوق بود، پس چرا نام عاشق از ابتدا در میان نبوده است؟
گرنه حسن بیحدش کردی تقاضای ظهور
از چه رو عالم چنین پرفتنه و غوغاستی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی آن حد و اندازهای که هست را به نمایش گذاشتی، پس چرا از ظهور او درخواست میکنی در حالی که جهان اینچنین پر از مشکلات و آشفتگی است؟
در لباس بود چیزی کی نمودی رخ عیان
گرنه آن بودی که حق با جمله اشیاستی
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که میگوید اگر در دنیای واقعی چیزی را به وضوح میبینی، ممکن است در واقعیت آنچه که به نظر میرسد نباشد. چون ممکن است آنچه بر اساس ظواهر میشناسی، حقیقت اصلی را نشان ندهد و حقیقت ممکن است در عمق وجود چیزها نهفته باشد.
فیض عامش گر نمی گشتی مجدد دم بدم
نقش هستی در جهان پیوسته کی برجاستی
هوش مصنوعی: اگر نعمت و برکت او همچنان ادامه نداشت، معلوم نبود که هر لحظه و هر روز چگونه وجود و هستی در جهان تداوم مییافت.
آن پری گر رخ نمودی هر زمان با عاشقان
جان مشتاقان ز شوقش کی چنین شیداستی
هوش مصنوعی: اگر آن پری هر لحظه پیش معشوقان ظاهر شود، جان عاشقان به شوق او چنان شیدا و دگرگون نمیشود.
گر نمی کردی پریشان زلف مشکین غیرتش
پرده کفر از رخ ایمان کجا برخاستی
هوش مصنوعی: اگر نمیبود زلف خوشرنگ و پریشان تو، غیرت او چگونه میتوانست پرده کفر را از چهره ایمان کنار بزنید؟
رحم بودی برفغان و زاری شبهای من
گردل سختش نه سنگ و مرمر و خاراستی
هوش مصنوعی: تو بر دل شکیبا و محکم من رحم کن و به حال دل نزار و دلتنگم توجه کن، که سنگ و مرمر و خار نیستند، بلکه دلی پر از درد و ناامیدی است.
در ره عشقش اسیری گر نمی بودی نشان
هر گدا در ملک معنی چون کی وداراستی
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق او اسیر نمیشدی، هر گدایی در دنیای معانی چه علامتی داشت و صاحب چه چیزی بود؟