برگردان به زبان ساده
دلا در عاشقی برگو چه دیدی
که درد عشق را برجان خریدی
هوش مصنوعی: ای دل، به من بگو در عشق چه تجربهای داشتی که جان خود را به قیمت تحمل درد عشق فروختی؟
بصحرای طلب عمری برفتی
نشان کو گر بمطلوبت رسیدی
هوش مصنوعی: در بیابان جستجوی خود عمری را گذراندهای، حالا نشانهای از آنجا کجاست؟ اگر به خواستهات دست پیدا کردی، چه خواهی کرد؟
چو دلبر دیده جانا نگوئی
ز درد دل چه گفتی و شنیدی
هوش مصنوعی: زمانی که معشوق را میبینی، دیگر از درد دل و حرفهایی که گفتهای و شنیدهای صحبت نکن.
چنین سرمست و لایعقل چرائی
مگر از باده عشقش چشیدی
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که اینگونه سرمست و بیخود باشی، مگر اینکه از شراب عشق او نوشیدهای؟
هزاران ناله چون بلبل چه داری
چو در گلزار وصلش آرمیدی
هوش مصنوعی: اگرچه بلبل هزاران ناله سر میدهد، تو چه فایدهای از این نالهها داری وقتی که در باغ وصال او ماندی و خوشی میکنی؟
بحمدالله که دیدی راحت وصل
اگر چه محنت هجران کشیدی
هوش مصنوعی: خوشبختانه دیدار محبوب را تجربه کردی، هرچند که قبل از آن درد جدایی را تحمل نمودی.
براه عشق او مردانه رفتی
اسیری چون ز قید خود رهیدی
هوش مصنوعی: تو با عشق او با شجاعت پیش رفتی و به مانند یک اسیر، هنگامی که از بند خود رها شدی، احساس آزادی کردی.