برگردان به زبان ساده
ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
مست و لایعقل بعالم کم توانی یافتن
هوش مصنوعی: به خاطر اشتیاق به زیبایی چهره محبوب، مانند من کسی وجود ندارد که مست و بیخود باشد و در دنیای پر از عقل و اندیشه، مانند من نمیتوان کسی را یافت.
میزند برجان و دل هر دم دو صد تیر جفا
ترک چشم مست خونخوار پرآشوب فتن
هوش مصنوعی: هر لحظه تیرهای آسیبزنندهای به جان و دل میزند، این تیرها ناشی از نگاه خمار و بیرحم کسی است که در میانهی آشوب و فتن قرار دارد.
رخت جان و دین و دنیا را بغارت می برد
چون سپاه عشق در ملک دل آرد تاختن
هوش مصنوعی: عشق مانند ارتشی که به دل آدمی حمله میکند، جان، دین و دنیای او را به غارت میبرد.
ای دل ار معشوق جوئی دین و دنیا را بباز
شرط راه عشق باشد هرچه داری باختن
هوش مصنوعی: ای دل، اگر به دنبال معشوقی هستی، باید تمام چیزهایی که داری، از دین و دنیا، را فدای راه عشق کنی؛ زیرا شرط عشق این است که هر آنچه را که داری، به خاطر آن عاشقانه ببازی.
نور ایمان جهان افروز خورشید رخش
گشت پنهان در نقاب کفر زلف پرشکن
هوش مصنوعی: نور ایمان مانند نوری است که به جهان روشنی میبخشد، اما زیبایی و نور چهرهاش در سایه ناپاکی و کفر پنهان شده است.
پرده از رخ برفکن بنما به مشتاقان جمال
در نقاب زلف تا کی روی پنهان داشتن
هوش مصنوعی: پرده را از چهرهات کنار بزن و زیباییات را به عشقورزان نشان بده. تا کی میخواهی زیباییات را در پس زلفها پنهان کنی؟
تا که بیند روی معشوق از پس پرده عیان
در شکن زلف باشد جان عاشق را وطن
هوش مصنوعی: تا زمانی که عاشق صورت معشوق را از پشت پرده ببیند، وجود عاشق در پیچ و خم زلفهای او، همچون یک وطن میشود.
پاو سرگم کرد عاشق از جفای عشق یار
در ره معشوق باید بی سر و بی پا شدن
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر ظلم و بدرفتاری محبوبش دچار حیرت و سردرگمی شده و برای رسیدن به معشوق باید آمادگی این را داشته باشد که همهچیزش را فدای عشق کند.
تا اسیری گشته ام حیران حسن نوربخش
فارغ از فکر جهانم بیخبراز جان و تن
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر زیباییهای فردی حیران و مجذوب شدهام و دیگر به فکر دنیا نیستم، حتی از وضعیت جان و بدن خود نیز بیخبرم.