برگردان به زبان ساده
جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
واله و شیدا ازآنم در هوای عاشقان
هوش مصنوعی: من زیبایی معشوق را در دیدار عاشقان مشاهده کردم و به خاطر آن، دلباخته و مجذوب عشق آنها شدم.
در تجلی رخ معشوق و تاب حسن او
گر فنا شد جان ما بادا بقای عاشقان
هوش مصنوعی: درخشش زیبایی محبوب و جلوهگری او اگر باعث فنا و زوال جان ما شود، برای ما از عشق ماندگاری عاشقان مطلوبتر است.
سرفراز کاینات آمد بملک هر دو کون
هر سری کو خاک ره شد زیر پای عاشقان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در کائنات به مقام بلندی رسیده است و بر هر دو عالم تسلط دارد، هر کسی که در راه عشق به زمین میافتد و ذرهای از وجودش در مسیر عاشقان قرار میگیرد، به اوج عزت و ارجمندی دست یافته است.
گر بکوی عاشقان گشتم نثار ره، چه شد
صد هزاران جان و دل بادا فدای عاشقان
هوش مصنوعی: اگر به کوی عاشقان بروم و جانم را فدای راه آنها کنم، چه خبر از صدها هزار جان و دل که فدای عشق میشوند.
آنکه با نام و نشان از وصل معشوق آمدست
دردو عالم کس نمی بینم ورای عاشقان
هوش مصنوعی: کسی را که با نام و نشانی از پیوند با معشوق آمده باشد، در هیچیک از این دو جهان نمیبینم جز عاشقان.
رو مگردان از جفا و جور عشق و مهر کن
در میان جان و دل مهرو وفای عاشقان
هوش مصنوعی: از بدی و ظلمی که در عشق وجود دارد فرار نکن و با محبت و وفاداری خود، عشق و همدلی را در دل و جان خود جای بده.
پادشاه تخت ملک عشق آمد لایزال
دل که باشد در جهان از جان گدای عاشقان
هوش مصنوعی: پادشاه عشق که همیشه و در هر حال در تخت سلطنت نشسته است، دلهای عاشقان را میگیرد و در این دنیا هیچ چیزی از جان آنها کم نمیکند.
از شراب وصل جانان گشت مست و بیخبر
جان که شیدای جهان شد در ولای عاشقان
هوش مصنوعی: شخصی به سبب عشق و وصال محبوبش از خود بیخود شده و به شدت مسحور حالتی شده که در آن عشق و محبت حرف اول را میزند. او دیگر توجهی به دنیا ندارد و همه چیز را فدای عشق و حالت روحانیاش کرده است.
ای اسیری تا بکی داری نهان اسرار عشق
چون جهان پرگشت از صیت و صدای عاشقان
هوش مصنوعی: ای عاشق، تا کی میخواهی اسرار عشق را پنهان نگهداری؟ زمانی که جهان پر از نام و صدای عاشقان شده است.