برگردان به زبان ساده
پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
از بس که ظاهرست نماید چنین نهان
هوش مصنوعی: روشنی و زیبایی دوست به قدری در عالم وجود مشهود است که از هر ذرهای از آن عالم میتوان حس کرد. این زیبایی آنقدر آشکار است که در عین حال میتواند به طور عمیق و غیرمستقیم قابل مشاهده باشد.
آن یار بی نشان چو بخود کرد جلوه
در عرصه ظهور نمود این همه نشان
هوش مصنوعی: دوست ناشناسی که وقتی خود را نمایان کرد، در میدان ظهور این همه آثار و نشانهها را به نمایش گذاشت.
معشوق هر زمان چو بحسن دگر نمود
هر عاشقی نشان دگر میدهد نشان
هوش مصنوعی: محبوب در هر زمانی به شکلی زیبا و جدید جلوهگر میشود و هر عاشق با این تغییرات احساسات و نشانههای متفاوتی را به نمایش میگذارد.
حقا که نیست در دو جهان غیریار کس
عین العیان بجو که عیانست در عیان
هوش مصنوعی: واقعاً در هیچیک از جهانها یاری جز او وجود ندارد. به وضوح و به چشم خودت ببین که او خود را به روشنی نشان میدهد.
یار است هرچه هست و جهان جز نمود نیست
بود و نمود هر چه بود اوست، کو جهان؟
هوش مصنوعی: هرچه در این دنیا وجود دارد، یار و معشوق است و خود جهان فقط حالت ظاهری و نمایشی است. هر آنچه که هست، در حقیقت اوست. حالا این جهان کجاست؟
خورشید روی دوست ز هر ذره رو نمود
مرآت حسن اوست اگر کون و گر مکان
هوش مصنوعی: نور خورشید، زیباییهای چهره دوست را از هر ذرهای نمایان میسازد. این زیبایی اوست که در هر جا و مکانی جلوهگر است.
در عاشقی چو کرد اسیری ز سرقدم
در کاینات عشق از آن گشت داستان
هوش مصنوعی: در عشق، وقتی که کسی اسیر میشود، این موضوع به گونهای آغاز میشود که داستانهای عشق به همین خاطر شکل میگیرد.