برگردان به زبان ساده
چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
نه چو ز اهدم که هر دم ز بهشت و نار گویم
هوش مصنوعی: وقتی که دلم تنها به خاطر عشق معشوق خراب شده، همهچیز را از او میگویم، نه مانند زمانی که به یاد عهد و پیمان گذشته میافتم و هر لحظه درباره بهشت و جهنم سخن میرانم.
چو شعار عشقبازان همه رندیست و مستی
چه شود مدام اگر من ز می و خمار گویم
هوش مصنوعی: اگر همه عشاق و عاشق پیشهها فقط به رندی و خوش گذرانی بپردازند، چه فایدهای دارد که من همیشه از شراب و حال و خماری صحبت کنم؟
چو بچشم من دو عالم همه گلشنی است پرگل
چه شکایتی چو بلبل ز جفای خار گویم
هوش مصنوعی: وقتی که به چشم من، دو جهان همچون یک باغ پرگل بهنظر میرسد، پس چه دلیلی برای شکایت دارم؟ مانند بلبل که از آسیب خارها شکایت میکند.
همه جا بماست یارم همه دم باوست کارم
نه غریب این دیارم که از آن دیار گویم
هوش مصنوعی: دوست من در همه جا همراه من است و در هر لحظه کار من به او مربوط میشود. من در این سرزمین غریب نیستم که در مورد آن سرزمین صحبت کنم.
بمیان بحر گردم همه دم چو مرغ آبی
نه چو مرغ خانگی من صفت کنارگویم
هوش مصنوعی: من همواره در دل دریا غوطهور میشوم، مانند پرنده آبی، نه مانند پرندهای که در قفس باشد. من ویژگیهایی را که دارم، با صراحت بیان میکنم.
ز پی همای وصلش همه سو بجست و جویم
چو که شاهباز عشقم همه از شکار گویم
هوش مصنوعی: در پی مشاهدهی وصل او، همه جا را جستجو میکنم، چون همانند شاهبازی هستم که همه چیز را از شکار عشق بیان میکنم.
سخن صلاح و تقوی مطلب ز من اسیری
بتو من که مستم احسن ز صلاح کار گویم
هوش مصنوعی: سخن از نیکی و پرهیزکاری است، من که در حال حاضر مستم و از طرفی اسیری در عشق تو هستم، بهتر است از نیکوکاریها صحبت کنم.