برگردان به زبان ساده
ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
هرگز ندید دیده کس اینچنین جمال
هوش مصنوعی: ای حسن، جان تو افزاینده است و مانند خورشید همیشگی است. هیچکس در دنیا چهرهای به این زیبایی ندیده است.
خورشید در لباس همه ذره نمود
رخسار او چو پرده برافکند از جمال
هوش مصنوعی: خورشید در لباس همه ذرات خود، چهرهاش را مانند پردهای که از زیباییاش کنار زده شده، به نمایش میگذارد.
باتار زلف او شب تار است همچو روز
خور در مقابل مه رویش کم از هلال
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارد. به تصویر کشیده شده که تاریکی شب مانند زلفهای اوست و حضور او در روز مانند خورشیدی میدرخشد. هنگامی که او در مقابل میآید، زیباییاش از ماه هلال هم بیشتر است. این تقدیر از زیبایی او به صورتی است که هر چیزی در برابرش کمرنگ و بیاهمیت به نظر میرسد.
برهر که تافت پرتو انوار وحدتش
کثرت به پیش او همه وهم آمد و خیال
هوش مصنوعی: هر کسی که نور یکتایی او بر او بتابد، همهی کثرتها و تصورات در برابر او محو میشود و به خیال تبدیل میشود.
از قیل و قال مدرسه روشن کجا شود
حالات اهل ذوق و مقامات اهل حال
هوش مصنوعی: از حرف و حدیثهای مدرسه که روشنایی نمیگیرد، حال و مقام کسانی که اهل ذوق و احساس هستند چگونه نمایان میشود؟
تا با تو هست هستی تو نیست جز فراق
فانی شو از خودی که بحق یافتی وصال
هوش مصنوعی: تا زمانی که با تو هستم، وجود تو تنها در جدایی ملموس است. خود را رها کن، چرا که به حقیقت وصال را یافتهای.
زان دم که نوش کرد اسیری می فنا
مخمور سرمست آمد و مستست لایزال
هوش مصنوعی: از آن لحظه که اسیر فانی شراب نوشید، حالتی سرمست و شاداب به او دست داد که همواره و پیوسته مست و سرخوش است.