برگردان به زبان ساده
هر زمان نوعی بچشم اهل حال
می نماید حسن روی تو جمال
هوش مصنوعی: هر وقتی که به صورت اهل معرفت و درک نگاه میکنم، زیبایی چهرهات به گونهای متفاوت و تازه جلوهگر میشود.
حسن رویت را ز مرآت جهان
زاهد ار دیدی نبودی در ضلال
هوش مصنوعی: اگر زاهد، زیباییهای چهرهات را در آینۀ دنیا میدید، هرگز از مسیر حق منحرف نمیشد.
دیده اهل بصیرت دیده است
حسن رخسار تو در حد کمال
هوش مصنوعی: چشمان کسانی که بینا هستند، زیبایی چهرهی تو را در نهایت کمال مشاهده کردهاند.
تا رباید جان و دل از عاشقان
هر نفس نوعی کند غنج و دلال
هوش مصنوعی: هر لحظه جان و دل عاشقان را به خود مشغول میکند و با ناز و عشوهای خاص، توجه آنها را جلب مینماید.
گر هوای وصل معشوقت بود
از جفا و جور هجرانش منال
هوش مصنوعی: اگر آرزوی وصال محبوبت را داری، از ظلم و ستم جدایی او شکایت نکن.
در طریق اهل عرفان ای فقیه
حال می باید چه جای قیل و قال
هوش مصنوعی: در مسیر عرفان و حقیقت، ای عالم، باید به حال و تجربه پردازید و به بحث و جدل نپردازید.
کرد جانم طی بیابان فراق
تا شدم آسوده در ملک وصال
هوش مصنوعی: روح من در دل بیابان تنهایی سفر کرد تا اینکه در سرزمین وصل به آرامش رسید.
حالیا رندیم و مست جام شوق
تا چه خواهد بود کارم را مآل
هوش مصنوعی: در حال حاضر، من فردی سرخوش و شاداب هستم و با نوشیدن جام خوشی، منتظرم ببینم سرنوشت من به کجا میرسد و چه پیش میآید.
تا توئی با تو اسیری مانده است
کی ببزم وصل او یابی مجال
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در قید و بند محبت دیگری هستی، چگونه میتوانی به وصال محبوب خود برسی و از آن لذت ببری؟