برگردان به زبان ساده
گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
آهی کشم که آتش افتد درون افلاک
هوش مصنوعی: اگر پرده را کنار بزنی و چهرهات را نشان بدهی، اینقدر از غم و اندوه دلم میسوزد که آتشی در آسمانها شعلهور میشود.
در حیرتم که با ماست آن یار هرکجا هست
من گه ز وصل شادان گه از فراق غمناک
هوش مصنوعی: من در شگفتم که آن معشوق هر جا که باشد، با ماست. گاهی از وصالش شاد هستم و گاهی از جداییاش غمگین.
گر نیست عشق بازی از جانب توبا ما
پس در میانه پیغام بهرچه بود لولاک
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت از طرف تو وجود نداشته باشد، پس دلیل اینکه پیام و عشق در میان ما وجود دارد چیست؟
مائی حجاب ما شد اندر میانه ای کاش
عشق آتشی فروزد سوزد منی من پاک
هوش مصنوعی: متن به این معناست که ما به واسطه عشق، موانعی در میان خود داریم. ای کاش عشق آنقدر شعلهور شود که این موانع را سوزانده و من پاک و خالص شوم.
گر نیست نقش آدم در خاک تیره پنهان
پس چرخ و انجم از چیست گردان بگرد این خاک
هوش مصنوعی: اگر نقش انسان در خاک سیاه پنهان نیست، پس این ستارهها و کائنات به چه دلیلی در حال گردش هستند؟ بگرد و در این خاک بنگر.
از حسن با کمالش واقف نشد کماهی
هر چند کرد کوشش در فکر عقل دراک
هوش مصنوعی: انسان هر چقدر هم تلاش کند و در فکر و عقل خود بکوشد، نمیتواند به تمام زیباییها و کمالات خداوند پی ببرد.
گر سالک طریقی چندان برو درین راه
کاخر رسی بمنزل بی بار فکر و ادراک
هوش مصنوعی: اگر سالک در این مسیر به خوبی حرکت کند، به جایی خواهد رسید که از بار ذهنی و تفکر رها شده است.
معروف و معرفت را غایب نبود زان گفت
آن عارف یگانه سبحان ما عرفناک
هوش مصنوعی: شناخت و آگاهی از خداوند هیچ گاه پنهان نیست، چرا که آن عارف یگانه میگوید: «پروردگارا، ما تو را نشناختیم.»
معشوق لاابالی عاشق نجوید الا
آنکس که چون اسیری رندست ومست وبی باک
هوش مصنوعی: عشقی که معشوق بیخیال و careless دارد، تنها در دل افرادی جایی پیدا میکند که مانند انسانهای آزاد، بیپروا و شاداب هستند.