شمارهٔ ۳۱۴
اسیری لاهیجی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۱۴
بسی تصنیف دیدم در حقایق
ندیدم همچو گلشن پر دقایق
اگر چه عارفان بسیار بودند
بعرفان شیخ محمودست فایق
کجا باشد چنین گلشن که در وی
ز معنی بشکفد زینسان شقایق
ازین گلها کجا یابی تو بویی
مگر گویی بکل ترک علایق
چنین درهای پرقیمت اسیری
بگوش مردم نادان چه لایق
شمارهٔ ۳۱۳: چونکه شهانند گدایان عشق
شمارهٔ ۳۱۵: رندیم و قمارباز بی باک
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بسی تصنیف دیدم در حقایق
ندیدم همچو گلشن پر دقایق
هوش مصنوعی: بسیاری از آثار و نوشتهها را درباره حقایق دیدهام، اما هیچکدام به اندازه گلشن که پر از جزئیات زیبا و عمیق است، تاثیرگذار نبودهاند.
اگر چه عارفان بسیار بودند
بعرفان شیخ محمودست فایق
هوش مصنوعی: هرچند عارفان زیادی وجود دارند، اما عرفان شیخ محمود از همه آنها برتر است.
کجا باشد چنین گلشن که در وی
ز معنی بشکفد زینسان شقایق
هوش مصنوعی: کجا میتوان چنین باغی را پیدا کرد که در آن گلهای زیبایی همچون شقایق به این شکل از مفهوم و معنا سر بزنهند؟
ازین گلها کجا یابی تو بویی
مگر گویی بکل ترک علایق
هوش مصنوعی: برای یافتن عطر این گلها، باید تمام وابستگیهایت را رها کنی.
چنین درهای پرقیمت اسیری
بگوش مردم نادان چه لایق
هوش مصنوعی: این درهای ارزشمند و باارزش، برای افرادی که نادان هستند، هیچ مناسبتی ندارد.