برگردان به زبان ساده
ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
ز مستی از خودی رستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: از شراب عشق سرمست و شادابم، چقدر لذت میبرم از این مستی که باعث شده فراموشی از خودم را تجربه کنم. چقدر این احساس دلنشین است!
همین قدر بلندم خود تمام است
که در کویت چنین پستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: من به اندازهای بلند و بزرگ هستم که همین که در کوی تو هستم و در حالتی ذلیل قرار دارم، خود نشانهای از شوق و اشتیاق من است.
چه حاجت ساقیا با ساغر و می
ز حسنت بیخود و مستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: ساقی عزیز، دیگر نیازی نیست که مرا با شراب و جام مست کنی، چون عشق و زیبایی تو باعث بی خبری و سرمستی من شده است. تو خود به اندازه کافی لذتبخش هستی.
چو از مستی خود کلی شدم نیست
بهستی دگر هستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: وقتی دیگر از حال مستی خود خارج شدم، دیگر به حالت عادی برنمیگردم و همین حالتی که دارم برایم لذتبخش است.
چو از بند خودی خود را بریدم
بوصل دوست پیوستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: وقتی از قید و بند خودخواهی خود را رها کردم، به وصال دوست پیوستم و این واقعا لذتبخش بود.
چو مجنون گشت جان از شوق رویت
بقید زلف تو بستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: وقتی که جانم از شوق چهرهات دیوانه شد، به خاطر زیباییات، خود را به زلفت سپردم.
شدم بی پا و سر از باده عشق
ز دست عقل خوش جستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: در محبت و عشق، عقل را کنار گذاشتم و به حالت سرخوشی و شادی رسیدم، به طوری که از خود بیخبر شدم.
همیشه با می و شاهد حریفم
چو عهد توبه بشکستم زهی دوق
هوش مصنوعی: من همیشه با شراب و معشوقهام در حال خوشگذرانی هستم، زیرا زمانی که قسم و پیمان خود را شکستم، بر من مبارک باد!
چو خورشید جمالت پرده برداشت
اسیری رفت از دستم زهی ذوق
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو چون خورشید نمایان شد، اسیری که در دلم بود، از من آزاد شد و این برایم بسیار دلپذیر است.