برگردان به زبان ساده
گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش
هریک ز جام عشق تو دیدیم باده نوش
هوش مصنوعی: خواه چه کسی از اهل علم و دانش باشد، مانند شیخ شهر، و خواه آن کسی که در میخانه و دنیای عشق غوطهور است، هر کدام با عشق تو از آن جام خاصی که تو به آنان میدهی، نوشیدند و لذت بردند.
ذرات کون مست شراب محبتند
از شوق روی تست دو عالم پر از خروش
هوش مصنوعی: اجزای جهان به خاطر عشق و محبت به تو مانند مستی از شوق و عشق پر شدهاند و کل عالم در این هیجان و شادی غرق است.
هرکو چشید از می لعل تو جرعه
دارد چو جام باده ز مستی مدام جوش
هوش مصنوعی: هر کسی که از شراب زلال و خوشطعم تو کمی بچشد، به طور مداوم تحت تاثیر خوشحالی و سرخوشی آن قرار میگیرد، مانند کسی که همیشه در حال نوشیدن باده است.
می خوار و رندباش ولی خودنما مباش
می نوش در طریقت ما به ز خودفروش
هوش مصنوعی: در زندگی خود میتوانی شاد و سرمست باشی، اما از خودخواهی و خودنمایی دوری کن. در راهی که در پیش داری، قدر و ارزش خود را بفروش نرسان، بلکه بر اساس واقعیات خود زندگی کن.
زنهار نیک خلق و بد خود نهان مکن
عیب کسان بپوش ولی عیب خود مپوش
هوش مصنوعی: هشدار که نیکوکرداری و بدیهای خود را پنهان نکن. عیبهای دیگران را بپوشان، اما عیبهای خود را نه.
یکبار رو نمودی و بیهوش شد دلم
بار دگر نما مگر آیم ازین بهوش
هوش مصنوعی: یک بار که روی خود را به من نشان دادی، دلم بیتاب و بیهوش شد. حالا دوباره خود را نشان بده تا شاید بتوانم از این حالت بیحالی خارج شوم.
از شوق روی یار و ز ذوق کلام او
گشتم براه عشق و طلب جمله چشم و گوش
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی چهره محبوب و لذت از کلام او، به راهی در عشق و جستجو قدم گذاشتم و تمام حواسم مشغول اوست.
گفتم که سر عشق کنم فاش در جهان
پیر خرد درآمد و گفتا که هی خموش
هوش مصنوعی: گفتم که راز عشق را در دنیا فاش کنم، اما آن پیر دانا وارد شد و گفت: "سکوت کن!"
گر عاشقی بعقل و بتقلید واممان
در راه عشق همچو اسیری بجان بکوش
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، با عقل و تقلید دست از عشق برندار. در این مسیر عشق، مانند یک اسیر برای دستیابی به عشق تلاش کن.