برگردان به زبان ساده
ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
برسرم پیوسته طعن نیک و بد آوردنت
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، تا کی بیخود و بیجهت به سر من میزنی و مدام به من طعنه میزنی، چه نیک و چه بد؟
چند خواهی دست و پا زد رو رضا ده با قضا
تا بکی باشد غم بیهوده آخر خوردنت
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی تلاش کنی و بیهدف به دنبال رضایت و قضا و قدر باشی؟ در نهایت، غم و اندوه بیفایدهای را تحمل میکنی که به خودت آسیب میزند.
این چه جهل است عاقبت اندیشه کن ای بی خبر
خلق راضی کردن و حق را ز خود آزردنت
هوش مصنوعی: این چه نادانی است که تو داری؟ باید در مورد آن فکر کنی. ای کسی که از وضعیت بیخبر هستی، چگونه میتوانی دیگران را راضی کنی در حالی که خودت حق را نادیده میگیری و به خودت آسیب میزنید؟
گر نرفتی بر صراط المستقیم ای بی طریق
در طریق آخر کجا شد این طریق اسپردنت
هوش مصنوعی: اگر بر راه راست قدم نگذاشتی، ای کسی که بیراهه میروی، در پایان راه، این مسیر کجا تو را خواهد برد؟
گر براه فقر خواهی رفت سوی حضرتش
زاد این ره عجز و مسکینی بباید بردنت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مسیر فقر قدم برداری، باید با humility و وابستگی به او پیش روی کنی. در این راه، ناتوانی و درماندگی را باید به دوش بگیری.
گر رسد نفعی بدرویشان مسلم باشدت
نیکنامی را بساطی در جهان گستردنت
هوش مصنوعی: اگر خیری به درویشان برسد، مطمئن باش که نام نیک تو را در دنیا گسترش میدهد.
گر همی خواهی وصالش ای اسیری بایدت
دل زیاد غیر او پیوسته خالی کردنت
هوش مصنوعی: اگر خواهان وصال او هستی ای اسیر، باید دل خود را خالی از عشق دیگران کنی و فقط به او دل ببندی.