برگردان به زبان ساده
جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
غرقه بحر غمش از پی در دانه شدست
هوش مصنوعی: جان ما به عشق و زیبایی تو دل بسته و به طور عمیق در دریای غم تو غرق شده است، تا بلکه به دنبال خوشبختی و آسایش خود باشیم.
مست عشقست و کند میل شراب لب او
تا که مخمور دو چشم خوش مستانه شدست
هوش مصنوعی: عشق او را به شوق و شور آورده و میل او به نوشیدن شراب از لبش است. این حالت باعث شده که چشمهایش به زیبایی و سرخوشی برسند.
ساخته قبله خود کویش و از دین فارغ
کعبه یک سو بنهادست و به بتخانه شدست
هوش مصنوعی: او از دین و ایمان خود جدا شده و قبلهاش را تغییر داده است، کعبه را کنار گذاشته و به معبد بتها رفته است.
شمه تا خبر از عشق بتان یافته است
بیخبر از غم این بیدل دیوانه شدست
هوش مصنوعی: هر چه از عشق معشوقها شنیده شده، بیدل دیوانه به غم و درد خود بیخبر مانده است.
دارد از شادی وصلش ز غم هجر فراغ
عشق را تا دل او مسکن و کاشانه شدست
هوش مصنوعی: شادی ناشی از پیوستن به او، درد و غم جدایی را فراموش کرده است و عشق اکنون جایگاهی در دل او پیدا کرده که همچون خانه و سرپناهی است.
تا بمعشوقه پرستی بجهان مشهوری
قصه لیلی و مجنون ز تو افسانه شدست
هوش مصنوعی: تا عشق معشوقه را در جهان بزرگ و مشهور کردی، قصه لیلی و مجنون از تو به افسانه تبدیل شده است.
شد گرفتار بلا جان اسیری زان دم
که نهان گنج غمش در دل ویرانه شدست
هوش مصنوعی: از زمانی که عشق و غم او در دل من پنهان شد، جانم در سختی و بلا گرفتار آمد.