برگردان به زبان ساده
با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
از صفای روی تو باروح انوارم خوشست
هوش مصنوعی: در تنهایی و تاریکی، با یاد و خیال موهای تو احساس خوبی دارم، و از روشنایی چهرهات به روح و جانم آرامش میبخشد.
خلوت تاریک وصمت وجوع و بیداری شب
با همه در بزم وصلت گر بود بارم خوشست
هوش مصنوعی: در یک شب تاریک و ساکت، با گرسنگی و بیخوابی، اگر در مراسم وصال محبوبم باشم، حتی با وجود این سختیها، برایم بسیار خوشایند است.
بی گل رخسار تو پیوسته روز و شب زغم
همچو بلبل با فغان و ناله زارم خوشست
هوش مصنوعی: هر روز و شب بدون زیبایی تو، بهخاطر غمم همچون بلبل با ناله و شیون در حال زار و نزار هستم، اما این حال و روزم برایم خوشایند است.
هرکسی را در جهان باشد بچیزی میل دل
جان ما را دایمابا درد دلدارم خوشست
هوش مصنوعی: هر کسی در دنیا به چیزی علاقهمند است، اما دل من همیشه با درد عشق پر شده و این برای من خوشایند است.
دل فکارست و جگر خونست و دیده خون فشان
این همه در آرزوی روی آن یارم خوشست
هوش مصنوعی: دل پر از فکر و اندیشه است، جگر از غم و ناراحتی در حال خونریزی و چشمها همیشه اشک میریزند. با این حال، همه این دردها و رنجها در آرزوی دیدن روی آن معشوق برایم خوشایند است.
با وجود تابش مهر جمال نوربخش
گر بقید ظلمت زلفش گرفتارم خوشست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زیبایی صورت او روشنی بخش است، اگر در تیرگی و پیچیدگی موهایش گرفتار شوم، این برایم خوشایند است.
چون اسیری کفر و ایمان عکس زلف و روی اوست
زان سبب با کعبه و با دیر و زنارم خوشست
هوش مصنوعی: این بیت به تناقضات و دوگانگیهای انسانی اشاره دارد. شاعر خود را در وضعیتی میبیند که بین حق و باطل، ایمان و کفر، بلکه زیباییها و زشتیها، جریان دارد. او به ظاهر ظاهری نسبت به کعبه، معبد و دیگر نمادهای مذهبی دارد و در عین حال، زندگیاش شامل عناصر متضاد نیز هست. این دوگانگی باعث میشود که ارتباطش با همه این موارد برایش خوشایند باشد، به طوری که از این تفاوتها و تضادها لذت میبرد.