برگردان به زبان ساده
مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
زان باده که داد بما ساقی الست
هوش مصنوعی: ما تا همیشه در حال مستی هستیم، به خاطر بیخودی و سرمستی که از آن شرابی به ما داد ساقی.
من مست عشقم از بر ما خیز زاهدا
بد نام می شوی که بما میکنی نشست
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق، حالت مستی دارم. ای زاهد، بر ما نزدیک شو؛ چون با ما نشستی، خودت را به بدنامی میاندازی.
هرگز خمار فرقت جانان ندید جان
از باده وصال چو بودم همیشه مست
هوش مصنوعی: هرگز حالتی ناشی از دوری محبوب را تجربه نکردم، چرا که همیشه در حال مستی از وصال او بودم.
من فاش گویمت دو جهان غیر یار نیست
سر چنین بلند نخواهیم گفت پست
هوش مصنوعی: به طور مستقیم و روشن به تو میگویم که در این دو جهان، غیر از معشوق چیزی نیست. بنابراین، هرگز نخواهیم گفت که چیزی به پستی و پایینی وجود دارد.
از مظهر جهان چو توئی ظاهر از چه شد
این اختلاف مؤمن و ترسا و بت پرست
هوش مصنوعی: چرا با وجود این که تو مظهر جهان هستی، بین مؤمنان، مسیحیان و بتپرستان اینهمه تفاوت و اختلاف وجود دارد؟
بی بهره از جمال رخت نیست ذره
مرآت حسن روی تو بودست هرچه هست
هوش مصنوعی: هیچ ذرهای از زیبایی چهرهات بینصیب نیست. هرچه که هست، به خاطر زیبایی روی توست.
تا مهر نوربخش بتابید بر دلم
از جمله قید جان اسیری ما برست
هوش مصنوعی: وقتی نور خورشید بر دلم تابید، از تمام بندهایی که جانم را به اسیری کشانده بود، رهایی یافتم.