برگردان به زبان ساده
بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
تو خوش به بزم رقیبان و ناخوشم بی تو
هوش مصنوعی: بیا که بی زلف تو در حال آشفتگی هستم، در حالی که تو در جمع رقیبانت خوشحالی و من بدون تو ناراحتم.
تو آتشی زده ای بر عذار از می غیر
چو زلف و خال نکویان در آتشم بی تو
هوش مصنوعی: تو آتشی به چهرهام زدهای، و مانند زلف و خال زیبا در آتش دلم بیتو میسوزد.
اگر چه زهر مذابست بی تو مینوشم
و گرچه باده کوثر نمی چشم بی تو
هوش مصنوعی: اگرچه بی تو نوشیدنیام تلخ و زهرآگین است، اما باز هم آن را مینوشم. و حتی اگر نمیتوانم چشیدهام از نوشیدنی بهشتی، باز هم بدون تو از آن بهرهای ندارم.
ز بیم آنکه شود برق و آیدت ز قفا
گمان مدار که من آه بر کشم بی تو
هوش مصنوعی: نگران نباش که ممکن است ناگهان از پشت سر به تو آسیب برسانم. هرگز تصور نکن که بدون تو برایت اندوهی میکشم.
بگفتمش که ز هجر تو من پریشانم
جواب داد که آشفته من خوشم بی تو
هوش مصنوعی: به او گفتم که به خاطر دوری تو، حال و اوضاع من آشفته و پریشان است. او پاسخ داد که من هم بدون تو آرامش ندارم و از این وضعیت راضی نیستم.