برگردان به زبان ساده
آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو
کرد به ملک دل آن بلارک ابرو
هوش مصنوعی: آنچه که تیغ هلاکو در بغداد انجام داد، در قلب آن شخص با ابروی زیبا نیز اتفاق افتاد.
ترک تو چنگیز را کشید به یاسا
کافر حربی برد به چشم تو یرغو
هوش مصنوعی: ترک تو به مانند چنگیز مغول، بیرحمانه و خشن است. مانند اینکه کافر جنگجوی بیرحم را با چشمان خودت به غارت میکشی.
جادوی بابل به سحر چشم تو مفتون
فتنه به روی تو آن دو نرگس جادو
هوش مصنوعی: جادوی بابل و زیبایی چشم تو باعث شده که همه از تماشای تو captivated شوند. آن دو نرگس مانند چشمهای تو، جادوگری خاصی دارند.
عطر برد خسرو از دو سنبل شیرین
مشک ختن از خطا برند به مشکو
هوش مصنوعی: خسرو عطر خوشش را از دو گل سنبل برداشت و بوی خوش مشک ختن را از خطا به مشام برد.
دف صفتش سینهام هدف شود از شوق
گر زندم تیری آن کمانچهٔ ابرو
هوش مصنوعی: اگر بگویم که زیبایی چشمانش مانند یک کمانچه است که تیر عشق به سوی سینهام پرتاب میکند، بدان که این عشق در وجودم شعلهور میشود.
چشم فسونساز تو ز زلف رسن باز
قرص قمر میکشد به چنبر گیسو
هوش مصنوعی: چشم زیبا و فریبندهات مثل دمی که زلفی را به شکلی خوش فرم میآراید، مرا به سوی خود میکشد و در دنیای دلرباییات غرق میکند.
غیر دو آهوی مست شیر شکارت
شیر شکاری کسی ندیده ز آهو
هوش مصنوعی: غیر از دو آهو که مست و سرمست هستند، هیچ کس شیر را در حال شکار آهو ندیده است. این اشاره به زیبایی و جذابیت این دو آهو دارد که به شکل خاصی مورد توجه قرار گرفتهاند.
رزم پشن را مخوان و قصهٔ قارن
حسن تو چین و ختن گرفته به نیرو
هوش مصنوعی: جنگ و نبرد را کنار بگذار و داستان زیبایی و شجاعت تو را تعریف کن که مانند گل در چین و ختن است، پر از قدرت و زیبایی.
بادهٔ مینا و باغ و ساقی مهوش
لذت حورم ببرد و حسرت مینو
هوش مصنوعی: شراب زیبا و باغ و ساقی دلربا لذت حوری را از من میگیرد و حسرت مینو را به جا میگذارد.
کوی مغانت امان دهد ز حوادث
رخت ز مسجد ببرد لاسوی آن کو
هوش مصنوعی: محل زندگی تو از حوادث روزگار محافظت میکند و مانند معبدی امن است. پس، لباس خود را از مسجد بکن و به سوی آن مکان برو.
دم مزن آشفته خون دل خور و خامش
راه به کویش نبرده کس به هیاهو
هوش مصنوعی: سکوت کن و از درد دلی که در درونت داری سخن نگو، زیرا هیچکس با سر و صدا و هیاهو نتوانسته است به آن شخص برسد.