برگردان به زبان ساده
تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
جان یکسلسله مخمور زحسرت خستن
هوش مصنوعی: ای پیر مغان، تا کی میخواهی در میکده را ببندی و دل یک دسته عاشق مست را به خاطر ناامیدی و خستگی، برنجانی؟
کف تو مقسم رزق است و دو گیتی مرزوق
چند شاید در روزی بدو عالم بستن
هوش مصنوعی: دست تو منبع رزق و روزی است و در این دنیا چه بسا که روزی افراد به تو وابسته باشد.
کهربائی تو و ما کاه یکی جذبه زلطف
که بکوشش نتوانیم به تو پیوستن
هوش مصنوعی: عصاره وجود تو و ما مانند کاه است که به خاطر محبت و لطفت جذبهای بین ماست، اما ما نمیتوانیم به تو نزدیک شویم.
از عدم تا بوجود این کشش از تست ای عشق
مرغ بی بال و پر از دام کی آرد جستن
هوش مصنوعی: عشق، تو خود عاملی هستی که از نبود به هستی میکشی. مرغی که نه بال دارد و نه پر، چگونه میتواند از دام فرار کند؟
تا تو در را نگشائی همه درها بسته است
بستن از تست نیاید زکسی بشکستن
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو تصمیم نگیری و اقدام نکنی، همه راهها بسته خواهد بود. این موضوع ناشی از اراده و اختیار خود توست و نباید انتظار داشته باشی که از دیگران کمکی بیابی.
عشق را پیشه چو مشاطگی حسن بتان
کار عشاق کدام است زجان بگسستن
هوش مصنوعی: عشق همچون یک حرفه و هنر است، مانند آرایشگری که جمال معشوق را میآراید. در میان کارهای عاشقان، کدام یک توانایی رهایی از جان و دل را دارد؟
تا سزای من و تو چیست بفردا زاهد
من و توبه شکنی ها تو و خم بشکستن
هوش مصنوعی: تا ببینیم نتیجه اعمال من و تو چه خواهد شد؛ در آینده زاهد من و عذابهای تو برای توبه شکنیها و شکستن شراب به نمایش خواهد آمد.
تو که صاحب کرمی رد نکنی سائل خویش
کار درویش چه باشد بطلب بنشستن
هوش مصنوعی: تو که مهربانی و لطف داری، نیازی نیست که از درخواست نیازمندان چشمپوشی کنی. در اینجا، کار درویش (نیازمند) چیست که برای نشستن و درخواست کمک بیاید؟
عمری آشفته بود بر در تو خاک نشین
از تو نان خواهد و از منت دونان رستن
هوش مصنوعی: شخصی سالها در کنار در تو زندگی کرده و در خاک نشسته است. او از تو انتظار نیکی و روزی دارد و میخواهد از لطف کس دیگری بیبهره نماند.