برگردان به زبان ساده
مهی تابیده از مشکوی مشکین
که شکر خنده اش را بند شیرین
هوش مصنوعی: ماه زیبا و درخشان همچون عطر خوش مشک، لبخند شیرینی دارد که دل را شاد میکند.
دو صد چین نافه دارد هر غزالش
اگر چین را بود آهوی مشکین
هوش مصنوعی: هر غزالی اگرچه دو صد چین و تاب در موی خود دارد، به خاطر زیباییاش، اما اگر این چین و تاب متعلق به آهو باشد، زیبایی خاصی دارد.
دلش از سنگ و سر پنجه زفولاد
حریر اندام دارد سینه سیمین
هوش مصنوعی: دل او محکم و بیاحساس است، اما به لطف دستهای نرم و مهربان، مانند حریر لطیف و خوشنقش و نگاری دارد که بدنش را زیباتر جلوه میدهد. سینهاش نیز همچون نقرهای درخشان است.
نگارینا نخواهد خون بها کس
برآور زآستین دست نگارین
هوش مصنوعی: عزیزم، کسی برای زیبایی تو جان خود را نخواهد داد، پس دست زیبا را از آستین بیرون نیاور.
عیان عکس رخت زآئینه دل
چو عکس باده از جام بلورین
هوش مصنوعی: چهره نورانی تو در دل من مانند تصویر شراب در جام شفاف نمایان است.
گل انداما بغیری تا هم آغوش
مرا از خارو خارا گشته بالین
هوش مصنوعی: گل، به جز از عشق تو، هیچ چیز دیگری را نمیخواهم؛ زیرا آنچه بر سر من آوردهای، مانند خوابآور و آرامشبخش است که بر روی سنگ و خارها هم میتوانم استراحت کنم.
مرا نیش است بی تو نوش دارو
ولی با توست نیشم راح نوشین
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای من بسیار دردآور و سخت است، اما زمانی که تو در کنارم هستی، همان دردها و مشکلات به نوعی شیرینی و لذت تبدیل میشوند.
شراب کهنه و یار نوات باد
زسر پروای جانبازان دیرین
هوش مصنوعی: شراب کهنه و همراهی محبوب تو، یادآور جانبازانی است که سالها پیش با فداکاری سرشار از شور و عشق، در این راه قدم گذاشتهاند.
مه و پروین گواه اشک و آهم
که هر شب بگذرد از ماه و پروین
هوش مصنوعی: ماه و ستارههای پروین شاهد گریهها و آوای دل من هستند، چرا که هر شب از کنارههای آنها میگذرم.
بنه گر مرد راهی دین و دل را
عروس عشق را این است کابین
هوش مصنوعی: اگر کسی مرد میدان باشد و در مسیر دین و دل گام بردارد، باید عشق را چون عروسی بداند که مهریهاش همین مسیر است.
مکانت لامکان دادند ای عشق
که در امکان نمیگنجی زتمکین
هوش مصنوعی: ای عشق، به تو جایی بیمرز و بینهایت دادهاند، زیرا در محدودیتهای دنیا نمیگنجی و از قید و بند آزاد هستی.
تو سراللهی و آئینه حق
نمی بیند کست جز چشم حق بین
هوش مصنوعی: تو نمایانگر خدا هستی و فقط کسی که از بصیرت واقعی برخوردار باشد میتواند حقیقت را ببیند.
منم مجنون لیلای ولایت
نه فرهادم که بازم جان شیرین
هوش مصنوعی: من عاشق دیوانهای هستم که وابسته به عشق لیلا و مقام ولایت است، نه مانند فرهاد که به خاطر عشق، جان شیرین خود را فدای معشوق کند.
غریب افتاده آشفته بکویت
ترحم کن که درویش است و مسکین
هوش مصنوعی: کسی که در غم و اندوه به سر میبرد و به شدت نیازمند کمک است، به سوی تو آمده است. لطف و رحمت خود را به حال او بکار ببر، زیرا او نیازمند و بیپناه است.