برگردان به زبان ساده
ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
این طرفه که دل میبری از دست ظریفان
هوش مصنوعی: ای کلامی که در سر زلف تو وجود دارد، دلهای بسیاری را به خود مشغول کرده است. این واقعیت جالب است که تو با زیباییات قلبهای لطیف را به راحتی تسخیر میکنی.
چون باد خزان است و زان در چمن دهر
کردیم عبث خدمت سرو و گل و ریحان
هوش مصنوعی: چون باد خزانی هستیم و در دنیای گذرا، بیهوده به خدمت گل و سرو و ریحان پرداختهایم.
پیمانه کشم تازه کنم عهد بساقی
بشکست اگر یار کهن شیشه پیمان
هوش مصنوعی: من یک بار دیگر پیمانه میزنم تا یاد من را تازه کنم، اگر یار قدیمیام عهد را بشکند و مانند شیشهای بشکند.
آشفته بجز زلف بتان جا نگرفتم
شد عمر گرانمایه بسودای پریشان
هوش مصنوعی: من جز در زلفهای معشوق هیچجا آرام نگرفتم و عمر گرانبهای من صرف آرزوی بیثباتی شد.
در دست نماند است بجز باد مرا هیچ
ناچار علی را بزنم دست بدامان
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در دست من باقی نمانده، باد است و ناچار باید به علی پناه ببرم.