برگردان به زبان ساده
صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من
کرد کمال من فلک از چه سبب وبال من
هوش مصنوعی: فکر و خیال دوست برای من ارزش بیشتری از مقام و ثروت دارد؛ چرا که کمال من وابسته به اوست و حالا نمیدانم چرا این مسأله بر من سخت میگذرد.
غنج دلال و عشوه ات ناز تو و کرشمه ات
گشت نصیب این و آن وای من و خیال من
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی تو، در حالتی است که هرکسی را جذب میکند و به دلش مینشیند. وای به حال من و افکار و آرزوهایم که در این میان گم شدهاند.
آه که کرد مدعی وه که نکردم دلبرم
شرم زآب دیده دیده و رحم بر انفعال من
هوش مصنوعی: آه، چه کسی میگوید که من به محبوبم دل نبستهام؛ او از اشکهایم شرمنده نشده و بر حال ناامیدیام رحم نکرده است.
گر تو بمحمل اندری من دومت چو سگ زپی
قافله جمله غافلند از من و اتصال من
هوش مصنوعی: اگر تو در حال خواب هستی، من همیشه به تو وفادارم، همچون سگی که در پی کاروان است و همه از حضور و ارتباط من بیخبرند.
خون جگر بخورد او دادم و پروریدمش
چید رقیب عاقبت میوه زنونهال من
هوش مصنوعی: من سختیها و دردهای فراوانی را تحمل کردم و افرادی را که بر سر راهم بودند، به خاطر او کنار گذاشتم. اما در نهایت، رقیب من موفق شد از تلاشها و زحمات من بهرهبرداری کند و میوهای را به دست آورد که نتیجه کوششهای من بود.
خیزم و افتمت زپی ایمه کاروان من
گر نگری به باز پس گریه کنی بحال من
هوش مصنوعی: من برمیخیزم و میافتم به دنبال کاروان خودم. اگر به من نگاهی بیندازید، برای حال من گریه خواهید کرد.
یا که به پیچ مرحله یا برسان بقافله
چون شود از خدای را رد نکنی سئوال من
هوش مصنوعی: به این معناست که یا باید به مسیر خود ادامه دهی و با گروه همراه شوی، یا از خداوند راه خود را بپرس و سوالاتی که در ذهن داری را مطرح کنی.
آشفته من کبوترم بر درو بام حیدرم
وه که زسنگ حادثه چرخ شکسته بال من
هوش مصنوعی: من در حالتی سردرگم و پریشانی هستم، مانند یک کبوتر که بر روی بام حضرت علی نشسته. افسوس که به خاطر مشکلات و سختیهایی که به من وارد آمده، قدرت پروازم را از دست دادهام.
طوف کنم به بتکده درد کشم به میکده
خضر بگو که جرعهای نوش کن از زلال من
هوش مصنوعی: من به بتکده میروم و با دردهای خود دست و پنجه نرم میکنم. به خضر بگو که از آب زلال من یک جرعه بنوشد.