برگردان به زبان ساده
در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن
زیرا که نیست بر لب تو راهبر سخن
هوش مصنوعی: سخن بیشتری در آن دهان نمیگنجد، زیرا که راهی برای بیان آن پیدا نیست.
عاشق بهیچ قانع یعنی به آن دهان
افتد بشک حکیم چو آئی تو رد سخن
هوش مصنوعی: عاشق هرگز به چیزی کمراضی نیست، یعنی مانند آنکه وقتی به حکیم میرسد، کلامِ او را رد میکند. این نشاندهنده آن است که عشق نمیتواند به وعدههای کم بسنده کند و همیشه به دنبال چیزهای والاتر و عمیقتر است.
طوطی خط مجاور شکرفشان لبت
زیرا که طعمه میدهدش شکرسخن
هوش مصنوعی: پرندهای که کلام شیرین تو را میشنود، به خاطر لحن دلنشین و جذاب صحبت کردنت، به تو نزدیک میشود، زیرا که این گفتار برایش همچون خوراکی شیرین است.
حرف دگر مپرس که غیر از حدیث عشق
من توبه کرده ام که نگویم دگر سخن
هوش مصنوعی: دیگر از من سوالی نپرس، زیرا غیر از داستان عشق، از همه چیز دیگر توبه کردهام و دیگر نمیخواهم صحبت کنم.
جز آنکه کرده اند نظر وقف روی دوست
هرگز نرفته است در اهل نظر سخن
هوش مصنوعی: تنها چیزی که باعث شده کسانی که اهل نظر و حکمت هستند، به صحبت و گفتگو بپردازند، توجه به زیبایی و روی دوست است و غیر از این، هیچ چیز دیگری نتوانسته آنها را به سخن وادارد.
زآن لب اگر چه فحش بود یکسخن بگوی
ما را به تو نباشد جز انقدر سخن
هوش مصنوعی: هرچند از آن لب سخن بدی میآید، ما تنها یک جمله را میگوییم و بیشتر از این دربارهات سخنی نخواهیم گفت.
شاید که سرو و ماه بخوانم ترا بحسن
گر سرو رفته است و بگوید قمر سخن
هوش مصنوعی: شاید بخواهم تو را به زیبایی به سرو و ماه تشبیه کنم، چرا که اگر سرو از میان رفته باشد، قمر نیز چیزی برای گفتن نخواهد داشت.
اشک روان و سوز درون شد چو متصل
از آتشین زبانم از آن ریخت بر سخن
هوش مصنوعی: اشکهایم به شدت جاری است و در درونم احساس سوز و آتش دارم، به طوری که وقتی زبانم به سخن میآید، این احساسات به صورت اشک بر روی کلمات میریزند.
چون مدح مرتضی است سراپای دفترم
از کلک درفشان بنویسد بزر سخن
هوش مصنوعی: چون شاعری به ستایش مرتضی پرداختهام، تمام صفحات نوشتهام با قلمی درخشان و متناسب با بزرگواران پر شده است.
اهل سخن بنام علی اعتنا کنند
آشفته را اگر نبود معتبر سخن
هوش مصنوعی: افراد اهل کلام و ادب به نام علی اهمیت میدهند و اگر کسی در صحبتهایش آشفته و نامعتبر باشد، به او توجه نمیکنند.