برگردان به زبان ساده
حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن
چنان کز دوست منعست درد خویش بنهفتن
هوش مصنوعی: وقتی صحبت از دوستان به میان میآید، نباید عیبها و مشکلات آنها را به دشمنان گفت؛ زیرا این کار خیانت به دوستی است. بهتر است که هر کسی درد و مشکل خود را در دل نگه دارد و از بیان آن نزد دیگران بپرهیزد.
دریغا حال آن مجنون که باشد بر پری مفتون
که نه او را تواند دید و نه حرفی توان گفتن
هوش مصنوعی: آه بر حال آن دیوانهای که عاشق زیبایی است، اما نه میتواند او را ببیند و نه چیزی از او بگوید.
گلی پیدا کن ای بلبل که آزاد از خزان باشد
که از شوقش توانی هر سحر چون غنچه بشکفتن
هوش مصنوعی: بلبل، گلی را پیدا کن که در هر زمان از سال، حتی در فصل پاییز، همیشه زیبا و شاداب باشد. وقتی گل را پیدا کردی، از روی شوق و لذت، هر صبح مثل غنچهای شکوفا و سرزنده شو.
نگویم ماه و سروستی که پیش عارض قدت
نه با این طاقت ماندن نه او را قوت رفتن
هوش مصنوعی: من نمیگویم که تو مانند ماه و سرو زیبا هستی، زیرا نه من توانایی ماندن در کنار زیباییات را دارم و نه او قادر است از پیش تو برود.
کمال طالب آن باشد که جوید وصل جانانرا
کمال عاشق صادق چه باشد ترک جان گفتن
هوش مصنوعی: کسی که به کمال رسیده، باید در پی وصل معشوق باشد. عشق واقعی و صادقانه چه معنایی دارد جز اینکه از جان خود بگذرد و عشق را بر همه چیز مقدم بداند.
اشارت گر تو شیرین لب کنی فرهاد عاشق را
اگر صد بیستون باشد بمژگان میتوان سفتن
هوش مصنوعی: اگر تو با لبهای شیرین خود اشارهای کنی، عاشق فرهاد میتواند با یک اشاره، بر تمامی سختیها و کوهها غلبه کند و به راحتی آنها را در آغوش بگیرد.
گمانم آنکه در خوابت ببینم ای پری یکشب
خیالت باز میدارد شبم تا صبح از خفتن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که وقتی خواب تو را میبینم، ای پری، یک شب خیال تو مرا از خوابیدن باز میدارد و تا صبح نمیتوانم بخوابم.
ببزم بی حجاب آئی و هر شب چهره بنمائی
غبار هستی خود را توانم گر زره رفتن
هوش مصنوعی: در شبهای بیپرده و واضح، میتوانی به زیبایی ظاهر شوی و چهرهات را نشان بدهی. اگر غبار دنیوی بر چهرهام نشسته باشد، میتوانم آن را با عشق و شجاعت کنار بزنم.
تو ای زلف سیه دانی چرا چون من پریشانی
که تا داری دل آشفته بایستت برآشفتن
هوش مصنوعی: ای زلف سیاه، میدانی چرا من در این حال بیقراریام؟ چون در دلت آشفتگی وجود دارد، باید همیشه در حالت قبل و ناآرام بمانی.
حرامت باد جز در عشق مهرویان غزلخوانی
نشاید جز علی و آل او را دوست بگرفتن
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز عشق به زیبایان شایسته نیست و دوست داشتن غیر از علی و خاندان او جایز نیست.
اگر از دوست برگردم زنم حقا که نه مردم
نصیحتگو مده پندم ندارم گوش پذرفتن
هوش مصنوعی: اگر از دوستی فاصله بگیرم، واقعاً که مردهام. نصیحت نکن و پند نده، زیرا دیگر نمیخواهم چیزی بشنوم.