برگردان به زبان ساده
ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم
هوش مصنوعی: ای که بر پیشانیات خط سیاه مانند مشک ایجاد شده و بر گلهای سرخ نقشی حک شده است، به دلیل عطر خوشی که از موهایت به مشام میرسد، مانند بویی که از عنبر سارا به وجود میآید.
عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه
معجزه دیگر نمک از قندی ریزد دم به دم
هوش مصنوعی: در آتش وجود تو، عطر خوشایند و معجزهای پدید میآید که هر لحظه به مانند نمک از شکر میریزد.
دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحری
سحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم
هوش مصنوعی: دست موسی را داری و اژدهای ساحری پیچیده است. سحر تو با معجزه موسی باعث میشود که این دو به هم برخورد کنند.
زلف تو مجنون و سرگردان بگرد عارضت
چشم تو لیلا و مژگان گرد او همچون حشم
هوش مصنوعی: زلف تو مانند مجنون، بیهدف در دور و بر میچرخد و چهرهات همچون لیلا، چشمانت زیبا و مژگانات مانند گلهای از پرندگان دور آن میچرخند.
سوره و الشمس و واللیلی بقرآن خوانده ای
بر رخ و زلف تو ایزد میخورد آنجا قسم
هوش مصنوعی: خداوند خورشید و شب را به خاطر زیبایی و جذابیت تو به قسم گرفته است.
ماه تامت خواندم این تشبیه ناقص بوده است
نور تو هر روزه بیش وضو او هر لحظه کم
هوش مصنوعی: من ماه را کامل خواندم، اما این تشبیه نادقیق است. نور تو هر روز بیشتر میشود و وضو او هر لحظه کمتر میشود.
عاشق افروخته رخسار و خندان کس ندید
خشک لب بایست عاشق چهره کاهی دیده ام
هوش مصنوعی: هیچکس مانند عاشق، دلبری با چهرهی شعلهور و شاداب را ندیده است. من فقط چهرهای بیروح و بیاحساس دیدهام که لبهایش خشک است.
آفتاب حشر اگر تابد برون از اعتدال
سایه زلفت مبادا از سر آشفته کم
هوش مصنوعی: اگر آفتاب در روز قیامت بدرخشد، نکند سایه زلفت از سر آشفتهام کم شود.
داور دنیا و دینی ساقی حوض رسول
راست کردی دین احمد را تو از آن تیغ خم
هوش مصنوعی: داور واقعی در دنیا و دین، همان ساقی حوض پیامبر است که دین احمد را با تیغی خمیده به درستی برقرار کرده است.
هم عرب را میری و هم ترک دیلم را ظهیر
رحمتی ای پادشه بر این ثناخوان عجم
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگوار، تو هم عربها و هم ترکهای دیلم را به رحمت خود درآوردهای. تویی که به ستایشگران خود، محبت و مهربانی میکنی.