برگردان به زبان ساده
بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم
هوش مصنوعی: به خاطر درخشش او، پارچه و کتاب خود را میسوزانم و از سر شوق این تسبیح و بند رهایی مییابم.
بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم
بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم
هوش مصنوعی: ای کاش آن سرمه را در چشمانم بمالی تا فقط دوستی را بشناسم. میخواهم سازش و صلح را بنوازم و از جنگ دور شوم.
زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن
که از وجد و شعف از سایه دیوار برخیزم
هوش مصنوعی: ای شاخ طوبی، لطف و مهربانی تو را میطلبم که بر سر من سایهات را بیفکنی. به گونهای که از خوشحالی و شوقی که دارم، بتوانم از سایه دیوار بلند شوم و احساس سبکی و شادابی کنم.
بکن در میکده خاکم که وقت نفخ صور از جا
چو گرد از آستان خانه خمار برخیزم
هوش مصنوعی: در میکده بر خاک بیفتم، چون زمان دمیدن صور برسد، از آستان خانه مستی همچون گردی برخواهم خاست.
بدوزخ چون بری آشفته را با مهر حیدر بر
که با دامان پرگل چون خلیل از نار برخیزم
هوش مصنوعی: وقتی که به جهنم بروم، باید با محبت علی و حمایت او از این آتش خلاص شوم، مانند ابراهیم خلیل که از آتش نجات پیدا کرد.