برگردان به زبان ساده
آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
با همه جوش چرا غنچه صفت خاموشم
هوش مصنوعی: توجه به این موضوع جالب است که من مانند دیگی در حال جوشیدن هستم، اما با وجود این همه شور و هیجان، چرا همچنان مثل غنچهای بیحرکت و خاموش باقی ماندهام.
قرب شمع است بلی آفت پروانه ولی
سر رود بر سر این کار بجان میکوشم
هوش مصنوعی: شمع نزدیک است و پروانه نیز به آن جذب میشود، اما من با تمام وجود برای این کار تلاش میکنم.
بنده و بندی عشقت نه من امروز شدم
کز ازل حلقه زلف تو بود در گوشم
هوش مصنوعی: عاشق تو و محبتت هستم، و از زمانی که به یاد دارم، در بند عشق تو بودهام. محبت و جذابیت تو همیشه در ذهنم بوده و اکنون به این احساس رسیدهام.
گر برم لب بلب جام شبی بی لب تو
گر می صاف بود خون جگر مینوشم
هوش مصنوعی: اگر جام شبی را بدون لب تو بنوشم، حتی اگر شراب صاف باشد، باز هم خون جگر خود را مینوشم.
چون از این دلق ریائی نشدم حاصل هیچ
میروم خرقه و سجاده بمی بفروشم
هوش مصنوعی: از آنجا که از این ظاهر و نیرنگ چیزی به دست نیاوردم، دیگر به این شکل زندگی نمیکنم و تصمیم دارم که لباس و عبا و سجادهام را بفروشم.
گر رود سر بسر مهر تو چون شمع مرا
کی توانم که بدل آتش عشقت پوشم
هوش مصنوعی: اگر عزیزم همچون شمع نورش را از دست دهد، من چگونه میتوانم آتش عشق تو را در درونم پنهان کنم؟
من بخود وصف تو گفتن نتوانم چون نی
هر چه نائی بدمد بردم من مینوشم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تو را توصیف کنم، چون مانند نی نمیتوانم هرچه را که مینویسم به خوبی بیان کنم. من فقط مینوشم و احساساتم را در کلمات میریزم.
هر کجا باده کشیدیم بود هوش زدا
می عشق تو بنازم که فزاید هوشم
هوش مصنوعی: هر جا که مشغول نوشیدن شراب بودیم، متوجه شدیم که عشقت باعث زوال هوش و فهم ما میشود. اما من به عشق تو افتخار میکنم، زیرا این عشق به طور شگفتآوری هوشم را افزایش میدهد.
هست بر دوش من آشفته گناه دو جهان
تا مگر دست خدا بار برد از دوشم
هوش مصنوعی: بار سنگینی از گناهان دو جهان بر دوش من است و امیدوارم که خداوند این بار را از شانهام بردارد.