برگردان به زبان ساده
عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
نیست گر آب حیاتی بده ای خضر نجاتم
هوش مصنوعی: عشق مانند خضر است که راهنمایی میکند و من در تاریکیها گم شدهام. اگر تو، ای خضر، آب حیات را به من بدهی، نجاتم خواهی داد.
شوم ار خاک در میکده او روزی
منت از خضر چرا باشد و از آب حیاتم
هوش مصنوعی: اگر روزی به میکده او برسم و خاک شوم، پس چرا باید از خضر و آب حیات چیزی بخواهم؟
حالتی بس عجبم دست دهد در شب هجران
سینه آتشکده وز دیده رود شط فراتم
هوش مصنوعی: در شبهای جدایی، حالتی عجیبی به من دست میدهد. سینهام مانند یک آتشکده میشکافد و اشکهایم مانند رود فرات جاری میشوند.
من چو سیماب تو همچون زر نابی بحقیقت
نیست در آتش عشق تو بتا پای ثباتم
هوش مصنوعی: من مانند جیوه هستم و تو مانند دورنگی نابی. در واقع، در آتش عشق تو، هیچ ثابتی ندارم.
ایکه سررشته امکان بسر کلک تو بسته
شب قدر است زرحمت بده ای شاه براتم
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که سرنوشت و مقدرات انسانها در شب قدر مشخص میشود و به همین دلیل از خداوند درخواست میکند که رحمت و بخشش خود را نثار او کند. شاعر با خطاب به خدا به عنوان یک پادشاه، از او امید و یاری میجوید.
خرمن حسن ترا حد نصاب است خدا را
مستحقم من مسکین ندهی از چه زکاتم
هوش مصنوعی: خرمن زیباییهای تو به حد کمال و تمام است و من که مسکین و نیازمندم، نمیدانم چرا از زکات زیباییهایم محروم میشوم.
شاه عشق است به پیل افکنی رخ بمن آرد
چون کنم بیدق خود را که در این مرحله ماتم
هوش مصنوعی: عشق همانند شاهی است که وقتی چهرهاش را به سوی من میآورد، من نمیدانم چگونه باید در این وضعیت غمانگیز از خودم دفاع کنم و خودم را کنترل کنم.
در حریم دلم ایدست خدا پای نهادی
تا که از بام حرم برفکنی لات مناتم
هوش مصنوعی: خدا در قلب من حضور دارد و قدم گذاشته است تا به من کمک کند و از مشکلات و غمها بکاهد.
صرف شدعمر من آشفته در آن حلقه گیسو
تا کجا خضر که بیرون برد از این ظلماتم
هوش مصنوعی: عمر من در آشفتگی و پریشانی به خاطر آن حلقه مو سپری شد. نمیدانم خضر، که نماد راهنما و نجاتدهنده است، تا کجا من را از این تاریکیها بیرون خواهد آورد.