برگردان به زبان ساده
با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم
از تو حاشا که نظر بر دگری پردازم
هوش مصنوعی: من مدت طولانی است که به خاطر تو همه چیز را فراموش کردهام و هرگز به کسی دیگر نگاه نمیکنم.
من همه عمر بگویم که تو بی انبازی
مدعی نیز در این قول بود انبازم
هوش مصنوعی: من تمام عمرم را صرف بیان این کردهام که تو در بیهمانندیت یکتایی. حتی مدعیان هم در این حرف با من همداستان هستند.
آید از باغ و هم آواز شود با من مست
منم آن صعوه که بگرفته بچنگل بازم
هوش مصنوعی: از باغ میآید و با من که در حال نوشیدن هستم، همصدا میشود. من همان پرندهای هستم که در دل جنگل به دام افتادهام.
تا بکی چند تغافل کنی ای مایه ناز
بجواب و بعتابی بکش و بنوازم
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی بیتوجهی کنی؟ ای کسی که مایه محبت و ناز هستی، پاسخ بده و در عوض کمی سختی بکش تا من بتوانم با محبت و نوازش با تو رفتار کنم.
خواهد ار راز دلم گفت بدفتر خامه
من زبانش ببرم تا که نگوید رازم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از راز دلم بگویی، باید قلمم را ببرم تا حرمت رازهایم حفظ شود و دیگر آن را فاش نکند.
بود چون چاشنی عشق تو اندر سخنم
زان باهواز شکر میرود از شیرازم
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو در کلام من ترکیب میشود، مانند شکر شیرینی خاصی دارد و این احساس از شیراز میآید.
دل آشفته سراپرده مهر علیست
باید از مدعیان خانه جان پردازم
هوش مصنوعی: دل پریشان من، محل و مکان محبت علی است. بنابراین، باید از کسانی که ادعای دوستی دارند و خود را به من نزدیک میکنند، دوری کنم.