برگردان به زبان ساده
نغمات عجب زند تارم
که زهم برگسست او تارم
هوش مصنوعی: آواهای شگفتانگیزی در تار من طنینانداز است که باعث شده از هم جدا شوند.
مطرب این پرده را بگردان زود
که برافتاد پرده از کارم
هوش مصنوعی: ای سازنده، این پرده را سریعتر بچرخان، چون که پرده زندگیام به هم ریخته است.
عود زلفم بس است و مجمر دل
گو چه زخمه زنی بمزمارم
هوش مصنوعی: موهای پیچیدهام کافی است و دل به مانند آتشگاه میسوزد؛ بگو چه زخمی به نایم میزنی.
گفته بودم که دل زکف ندهم
آه از دیده خطاکارم
هوش مصنوعی: به کسی گفته بودم که دل را به راحتی واگذار نمیکنم، اما اکنون از غم و درد به خاطر خطاهای خودم، آه و ناله میکنم.
راز دل با نسیم میگفتم
همه عالم گرفت اسرارم
هوش مصنوعی: با نسیم، رازها و دلنوشتههایم را بیان میکردم، اما تمام جهان از این اسرار من آگاه شد.
تا چه آرم بجای می امشب
بگرو خرقه رفت و دستارم
هوش مصنوعی: امشب چه چیزی را به جای شراب بیاورم، که لباس و عبا و دستارم از من رفته است؟
خیز و رطل گران بده ساقی
تا که از غم کنی سبکبارم
هوش مصنوعی: بلند شو و یک ظرف سنگین نوشیدنی به من بده تا غم و اندوه را از دوشم برداری و مرا سبکبار کنی.
تا زچشمان مست تو دورم
همچو بیمار بی پرستارم
هوش مصنوعی: وقتی از چشمان جذاب تو دور هستم، حس میکنم همانند یک بیمار بیپرستار و تنها هستم.
خورد تا تیر غمزه تو رقیب
هدف تیر طعن اغیارم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و魅یت چشمانت، من خود را هدف تیرهای طعنه و غیبت دیگران قرار دادم.
همچو کانون درون پر از آتش
شعله چون شمع بر زبان دارم
هوش مصنوعی: مانند کانونی که پر از آتش است، من نیز شعلهای درون خود دارم و مانند شمع به آن اشاره میکنم.
بسملم تیردیگرم کافیست
رنجه کن پنجه ای دگر بارم
هوش مصنوعی: من با یک تیر به زخمهایم بسنده کردهام، لطفاً با پنجهات بار دیگر به من آسیب برسان.
وه که از کفر زلف ترسائی
نه بجا سبحه و نه زنارم
هوش مصنوعی: اه، از این که به زلف معشوق کافرانهای دل بستهام، نه میتوانم تسبیحی بگویم و نه هویتی از خودم داشته باشم.
همچو یعقوب در ره یوسف
چشم بر راه قافله دارم
هوش مصنوعی: مانند یعقوب که در انتظار دیدار یوسف، چشم به راه کاروان است، من نیز در انتظار ورود قافلهای هستم.
تا در این کفر جویم ایمانی
دست بر دامن علی دارم
هوش مصنوعی: من در جستجوی ایمان در این بیدینی هستم و تنها به دامن علی پناه میبرم.
بر درت خاک گشت آشفته
خیر و از خاک راه بردارم
هوش مصنوعی: بر در تو، غبار و آشفتگی از خیر و نیکی نشانهای است و من باید از این خاک دوری کنم.