برگردان به زبان ساده
نقد روان مرا به کف تا به تو برفشانمش
دل بگمان که از جفا من زتو واستانمش
هوش مصنوعی: من پول و ثروتم را در دستان خود میگیرم تا آن را به تو تقدیم کنم، اما با این احتمال که بخاطر بیوفاییام، تو از من فاصله بگیری.
دل بهوای روی تو خون شد و ریخت از مژه
تا که رسد بکوی تو هر طرفی دوانمش
هوش مصنوعی: دل منتظر دیدن تو شده و از اشک چشمانم سرازیر شده تا هر جا که ممکن است به سمت تو بروم و به تو برسم.
در تو نمی کند اثر هیچ زاشک و آه من
گیرد اگر زمین همه پا بفلک رسانمش
هوش مصنوعی: در وجود تو هیچ تأثیری از اندوه و نالههای من وجود ندارد، حتی اگر تمام زمین را به آسمان برسانم.
شمع صفت در آتشم لیک بسوختن خوشم
شمع بمیرد آنزمان کاتش وانشانمش
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که در آتش میسوزد، اما از سوختن خود خوشحال هستم. شمع تنها زمانی خواهد مرد که آتش را نشان ندهد.
راه بخویش اگر دهد غیر خیال تو دلم
خون کنم و زهر مژه بر در او چکانمش
هوش مصنوعی: اگر غیر از تو به قلبم راهی پیدا کند، با دل شکسته و غمگین، به عشق تو زهر را بر در او میریزیم.
رشته عمر کوتهم نیست بدست و میرود
زلف تو دست اگر دهد جانب خود کشانمش
هوش مصنوعی: عمر من طولانی نیست و به سرعت میگذرد، اگر زلف تو اجازه دهد، میتوانم آن را به سمت خود بکشانم.
سلسله ای بپای دل مینهم از دو زلف تو
تا زکمند این و آن آشفته وارهانمش
هوش مصنوعی: من زنجیری از دل به دو زرَش زلف تو وصل میکنم تا از چنگ این و آن رها شوم و آشفتهای نباشم.
توسن نفس سرکشم رام شود اگر بعشق
بر سر کوی مرتضی از دو جهان جهانمش
هوش مصنوعی: اگر نفس سرکش و تندرویم را با عشق و محبت در مسیر کوی علی (ع) به آرامش برسانم، آنگاه از تمام دنیا و جهان برایم ارزشمندتر خواهد بود.