برگردان به زبان ساده
دل نمک سود لعل خندانش
جان بر آتش زآب دندانش
هوش مصنوعی: دل عاشق از زیبایی و خندهی او به شدت متاثر شده و همچون آتش درونش میسوزد، در حالی که به تلخی دندانهایش میاندیشد.
نوک پیکانت ار خورد طفلی
چه تمتع زشیر پستانش
هوش مصنوعی: اگر نوک پیکانت به یک کودک برخورد کند، او چه لذتی از شیر پستانش میبرد؟
هر که دارد چنین گلی رعنا
نبود شوق گشت بستانش
هوش مصنوعی: هرکسی که چنین گلی زیبا و خرم را ندارد، شوق و اشتیاقی برای گشت و گذار در باغ ندارد.
ساکن کوی آن بهشتی روی
نیست حاجت بحور و غلمانش
هوش مصنوعی: در محلهای که آن چهره بهشتی سکونت دارد، نیازی به دریا و جوانان زیبا نیست.
گو به یعقوب تا که جوید باز
یوسف اندر چه زنخدانش
هوش مصنوعی: به یعقوب بگو که به دنبال یوسف برود و ببیند در چه چیزی در نشانههای چهرهاش باید جستجو کند.
ما و یک بوسه زآن لب نوشین
خضر نازد بآب حیوانش
هوش مصنوعی: ما و یک بوسه از آن لب شیرین، به مانند خضر که به آب حیات نزدیک است، یادآور لحظهای از شگفتی و زندگی جاودان هستیم.
هر که شد مطمئن خلیل آسا
نار نمرود دان گلستانش
هوش مصنوعی: هر کس که در ایمان خود محکم و مطمئن باشد، مانند ابراهیم خلیل، در برابر آتش نمرود قرار میگیرد و از آن آتش به سلامت عبور میکند، همچنان که گلستان در دل آتش زنده میماند.
این چه وادی بود که چون مجنون
همه لیلی است در بیابانش
هوش مصنوعی: این چه مکان عجیبی است که مانند مجنون، همه جا لیلی را میبیند و در بیابانش فقط او را میجوید؟
آفتابش چه گوست در خم زلف
تا خورد لطمه ی زچوگانش
هوش مصنوعی: خورشیدش را چه بگویم وقتی در پیچ و تاب زلفش گرفتار میشود و آسیب میبیند.
هر کرا سر بعهد یاری رفت
ناگزیر است عهد یارانش
هوش مصنوعی: هر کس که به وعده دوستی وفا کند، حتماً به عهد و پیمانهای دوستانش پایبند خواهد بود.
هر کرا چشم و دل بابروئیست
سینه شد وقف تیربارانش
هوش مصنوعی: هر کسی که چشمی زیبا و دلی شاداب دارد، سینهاش به نشانه عشق و محبت به او سپرده میشود.
جان آشفته خاک کوی علیست
واعظ از این و آن مترسانش
هوش مصنوعی: دل ناآرام و پریشان من به خاطر عشق و دوستی علی تحریک شده است، پس واعظ از هر چیزی دیگر او را نترسان.