برگردان به زبان ساده
دیده برهم ننهم جز به حضور اغیار
نکنم خواب مگر زیر خم تیغ نگار
هوش مصنوعی: من هیچ گاه چشمانم را نمیبندم جز در حضور دیگران، و خواب نمیبینم مگر اینکه زیر سایهی تیغ زیبایی او باشد.
کام شیرین نکنم جز بغم تلخی عشق
بزم رنگین نکنم جز بجمال دلدار
هوش مصنوعی: من فقط زمانی لذت میبرم که در درد و غم عشق غرق باشم، و نمیتوانم در جشنهای شاد و رنگارنگ شرکت کنم مگر اینکه در کنار زیبایی معشوقم باشم.
عیش مشتاق نباشد بجز از ساحت دوست
عاشقان را چه تمنای گل و باغ و بهار
هوش مصنوعی: زندگی عاشقانه برای کسی که به دوستش دل بسته، جز در کنار آن دوست معنایی ندارد. عاشقان هیچ آرزویی جز گل و باغ و بهار ندارند، اما همه اینها بدون دوست رنگ و بویی نخواهد داشت.
توئی آن تازه بهاری که تفاوت نکند
در رخ و زلف تو سنجند اگر لیل و نهار
هوش مصنوعی: تو همان بهار نوین هستی که زیباییات به قدری خاص است که نه شب و روز میتوانند تو را متفاوت بسازند و نه میتوانند در زیباییات هیچ تغییری ایجاد کنند.
ای زآهوت بخون غرقه غزال ختنی
ای خم زلفت کجت کعبه مشک تاتار
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر زیباییات مانند غزال در خون غرق شدهام، ای خم زلفت که به زیبایی کعبهای است و بوی مشک میدهد.
نقش روی تو صنم هر که برد تحفه بچین
در برش سجده نمایند بتان فرخار
هوش مصنوعی: هر کسی که زیباییهای چهرهات را ببیند، باید با احترام و ارادت در برابر تو سجده کند، زیرا تو مانند بتهای زیبا هستی که همگی به تو توجه میکنند.
بی تو نیش است و صداع است و خمار و غم و رنج
نای و نوش و می و مطرب دف و عود و مزمار
هوش مصنوعی: بدون تو همهچیز دردآور و غمانگیز است؛ سر درد، خماری و قصههای تلخ. حتی شادیهایی مثل نواختن سازها و نوشیدن شراب هم بیلذت و بیمعنا میشوند.
با تو باغست و بهار است و گل و لاله و مل
فصل دی داغ درون زهر بلا زحمت و خار
هوش مصنوعی: با تو همیشه پر از سرسبزی و زیبایی است، گلها، لالهها و روزهای خوش بهاری در کنار تو هستند. اما در دل، داغی و زخمهای فصلی سرد و ناگوار نیز وجود دارد که از رنج و سختیها ناشی میشود.
تا تو ای برق جهانسوز کنی جلوه بدشت
خرمن هستی آشفته بود وقف شرار
هوش مصنوعی: ای برق درخشان و سوزان که میخواهی در دشت وجود خودت جلوهگری کنی، میبینی که در میان خرمن وجودم آتش و آشفتگی به پا شده است.
تا بسوزیش شود فانی و خاکستر او
ببرد باد صبا بر در حیدر چو غبار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آنچه که نابود و از بین رفته است، مانند خاکستری میشود که نسیم صبحگاهی آن را به جایی میبرد. در اینجا به نوعی به زوال و فنا اشاره شده و همچنین به عظمت و استواری مقام امیرالمؤمنین علی (ع) در مقایسه با زوال و عدم دوام دیگر چیزها.
پرده دار حرم سر خدا مظهر حق
کآفتابش به در خانه بود چون مسمار
هوش مصنوعی: خادم حرم، مظهر حقیقت خداوند است، که نورش مانند خورشید در خانهاش میتابد و مانند میخ به محکم بودنش اشاره دارد.