برگردان به زبان ساده
ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر
وز نقش نظیر تو خجل خامه تقدیر
هوش مصنوعی: ای قلم تقدیر، خط تو نتیجهی سرنوشت است و از تصویر تو، قلم تقدیر نیز خجالت میکشد.
یک دوره زکریاس تو حاشا که کند طی
صددور گر افلاک درآیند بتدویر
هوش مصنوعی: اگر زکریا در دایرهای از زمان قرار گیرد، هرگز نمیتواند از سیر گذر زمان و تغییرات آن فرار کند. حتی اگر ستارگان و آسمان نیز در دایرهای بچرخند، باز هم نمیتوانند از سرنوشت و تقدیر رهایی یابند.
سودای تو افزود جنون کاست دل ودین
گم شد بکف از زلف تو سررشته تدبیر
هوش مصنوعی: عشق و شوق تو دیوانگی مرا بیشتر کرده است، دل و دین من فراموش شده و در دست من از زلف تو هیچ راه تدبیر و چارهای وجود ندارد.
زنار ببر بت شکن و سبحه فروهل
تا چند دهی رشته باین دانه تزویر
هوش مصنوعی: این بیت به موضوع انزجار از نفاق و دورویی اشاره دارد. شخصی که به تزویر و ریاکاری میپردازد، در حقیقت به باطل میچسبد و این عمل باعث دوری او از حقیقت میشود. او باید از این رفتارها پرهیز کند و به راستی و صداقت روی آورد.
بر گردن خورشید ززلف تو کمندی
برپای مه چارده از خط تو زنجیر
هوش مصنوعی: بر گردن خورشید، زلف تو مانند کمند بسته شده و مه چهاردهم به خاطر خط تو زنجیر شده است.
رخساره نورانی تو آیه نور است
خط تو بر آن آیه نور آمده تفسیر
هوش مصنوعی: صورت درخشان تو نمادی از نور است و نوشتهات بر آن نماد نور، تفسیر و توضیحی بر آن نور به شمار میآید.
زلف تو زره ساز چو داود باعجاز
ابروی تو چون تیغ علی گشت جهانگیر
هوش مصنوعی: موهای تو مانند زرهی است که داود با آن جنگید و ابروی تو مانند تیغ علی، جهان را زیر سلطه خود دارد.
زلف تو چه دامی شده صیاد کدامست
کاهوی سیه مست تواش آمده نخجیر
هوش مصنوعی: زلف تو مانند دام بزرگی شده که صیادها به دنبال شکار هستند. این کاهوی سیاه و دلبر در گوشهای، به دام تو افتاده و سرمست از زیباییات شده است.
تا دور شد از حلقه آنزلف شب آسا
آشفته ندارد بجز از ناله شبگیر
هوش مصنوعی: زمانی که شب با زیبایی و آرامش خود از ما دور میشود، دیگر هیچ چیزی جز ناله ی صبحگاه نمیماند که آشفته کننده است.
سازند زخاکم همه اکسیر و عجب نیست
تا بر من خاکی زده از مهر تو اکسیر
هوش مصنوعی: از خاک مرا ساختهاند و این از شگفتیهاست، اما نیک بدان که اگر از خاک هم بر اثر عشق تو چیزی بر من نشسته باشد، آن چیز هم نَفَس خاصی دارد.