برگردان به زبان ساده
باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند
بایدت با خم می رخت بگلزار افکند
هوش مصنوعی: شراب خالص آماده شده و گل به زیبایی چهرهات را میپوشاند. حالا باید با لیوان شراب، رخسارت را در میان باغ گلها تزیین کنی.
مصریان گو نشناسید دگر دست و ترنج
کز وفا یوسف ما پرده زرخسار افکند
هوش مصنوعی: مصر را با دیگران مقایسه نکنید، زیرا وفای یوسف ما چنان است که پرده از چهره برداشته و خود را نشان میدهد.
لاجرم چاره بیچارگی خویش کند
هر که خود را بدر میکده ناچار افکند
هوش مصنوعی: هر کسی که در موقعیت سختی قرار گیرد، ناگزیر باید راه حلی برای مشکلاتش پیدا کند و به جایی برود که آرامش و دلخواهش باشد.
مرغ آزاد چه دیده است زصیاد که دوش
خویش را در قفس مرغ گفتار افکند
هوش مصنوعی: پرندهای که آزاد است، درک کرده که چه بر سر او آمده است که دیروز با خود در قفس همنوعش صحبت کرده است.
چون خرامید بگلزار بت سرو قدم
هر کجا سرو سهی بود زرفتار افکند
هوش مصنوعی: وقتی که آن بت، با وقار و زیباییاش در باغ گل راه میرود، هر جا که سرو بلند و زیبا وجود دارد، اثر زیبایی او آنجا را پر میکند.
در چه حالند مقیمان سرا پرده میر
که زکشفش سر جمعی بسر دار افکند
هوش مصنوعی: مردمی که در کنار شاه زندگی میکنند، در چه وضعیتی هستند؟ آنهایی که از استقرار و جلوههای معنوی او تحت تأثیر قرار گرفتهاند و گویی در عالم غیب به سر میبرند.
جلوه ای کرد و رخ از خلق بیکبار نهفت
شور در مردم این شهر پریوار افکند
هوش مصنوعی: به یکباره زیبایی خود را به نمایش گذاشت و چهرهاش را از دید مردم پنهان کرد، به طوری که هیجان و شور را در مردم این شهر برانگیخت.
زتبسم بلب غنچه خموشی آموخت
طوطیان را بشکر خنده و گفتار افکند
هوش مصنوعی: از لبخند بلبلی، غنچه به Quiet بودن پی برد و طوطیان با شکری که در خنده و گفتار داشتند، این درس را فرا گرفتند.
حال مستان تو چونست که میگون لب تو
بیسر و پا همه جا مردم هشیار افکند
هوش مصنوعی: احوال مستها را بگو، آنچنان که لبهای رنگین تو بیمقدمه و بیدلیل همه جا انسانهای هوشیار را تحتتأثیر قرار میدهد.
چون به بتخانه فرخار شد آن طرفه صنم
هر کجا بود بتی از در و دیوار افکند
هوش مصنوعی: وقتی به معبد بتان رسید، هر کجا که نگاه کرد بتها از دیوار و در به زمین افتادند.
آن صنم بود مگر نور علی مظهر حق
کز پی بت شکنی بود بیک بار افکند
هوش مصنوعی: شاید آن معشوق نور خداوند باشد که پس از شکست بتها به یکباره ظهور کرد.
بود بارش زازل وصف لب شیرینش
که نی خامه آشفته شکربار افکند
هوش مصنوعی: بارش باران شیرین همچون لبهای اوست که مانند خامهای آشفته و شیرین بر زمین میریزد.