برگردان به زبان ساده
میفروشان مددی کار ز حد مشکل شد
پنبه شد رشته و آن سعی طلب باطل شد
هوش مصنوعی: میفروشان، کمک کنید! کار از حد خود خارج شده و مشکلتر شده است. همه چیز به هم ریخته و تلاش برای طلب و خواستهام بیثمر شده است.
رفتم از یاد حریفان و نمیپرسندم
مگر از ذکر غم عشق دلم غافل شد
هوش مصنوعی: من از یاد دوستانم رفتهام و دیگر نمیپرسم مگر از یادآوری غم عشق که دلم از آن غافل شده است.
چه توان گفت از این لجه پرموجه عشق
که هر آن بحر به جنبش بنهی ساحل شد
هوش مصنوعی: این بیت به بیان احساسات عمیق و متلاطم عشق میپردازد. شاعر از دریا و امواج آن بهره میگیرد تا نشان دهد که عشق چقدر بیتاب و پرتلاطم است. به عبارت دیگر، عشق آنقدر قدرت دارد که میتواند به سواحل آرامش تبدیل شود و هر لحظه توانایی ایجاد تغییرات بزرگ را دارد. این احساس شدید عشق، تمامی جوانب زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی میتواند محیط را به مانند دریا در هم بریزد.
سحرش بر در میخانه به جامی دادم
آنچه در مدرسه از وسوسهام حاصل شد
هوش مصنوعی: صبح زود در کنار میخانه، در یک جام به کسی دادم آنچه در مدرسه از وسوسهها و تفکراتم به دست آمده بود.
ننهد نقطه صفت پای برون تا باشد
هرکه در دایره عشق بتان داخل شد
هوش مصنوعی: کسی که در دایره عشق وارد میشود، نباید هیچ گونه نقطه ضعفی را به بیرون نشان دهد. باید با کمال و بینقص باشد تا در این دایره پذیرش پیدا کند.
نکنم وصف تو ای عشق کمالت این بس
تا که دم از تو نزد عقل کجا کامل شد
هوش مصنوعی: نمیتوانم تو را توصیف کنم ای عشق، زیرا کمال تو بسیار بالاتر از آن است که عقل به آن برسد.
آتش رشک بسوزد پر پروانه مدام
که چرا شمع رخت شاهد هر محفل شد
هوش مصنوعی: شعلههای حسادت همواره پروانه را میسوزاند، زیرا او میبیند که شمع زیباییاش در هر جمعی مورد توجه قرار گرفته است.
ترسم آلوده شود دامن پاکت بنشین
که زآب مژهام عرصه امکان گل شد
هوش مصنوعی: مبادا که دامن پاک تو به آلودگی بیفتد؛ بهتر است بنشینی، چون اشکهای من به قدری زیاد شده که اینجا عرصهای برای گل و جمال شده است.
تا که شد سینه تو را مطلع انوار شهود
لاجرم کعبه اصحاب حقیقت دل شد
هوش مصنوعی: زمانی که سینهات محلی برای ظهور نورهای معنوی شد، لذا کعبه دلهای حقیقتجویان شد.
تویی آن پیر مغان ساقی میخانه عشق
که به ترتیب عوالم نظرت فاعل شد
هوش مصنوعی: تو همان پیر مغان هستی که در میخانه عشق، با تدبیر و آگاهی به دنیای مختلف نگاه میکنی و باعث تاثیرگذاری در آنها میشوی.
گر مهم من آشفته بسازی چه عجب
که مهمات جهان را کرمت کافل شد
هوش مصنوعی: اگر تو مهمان من را پریشان کنی، جای تعجب نیست که کرامت تو امور بزرگتر جهان را هم تحت پوشش قرار دهد.
علی عالی اعلا تویی و مظهر حق
وای بر آن که زیاد تو دمی غافل شد
هوش مصنوعی: تو ای علی، در عالیترین مقام هستی و تجلی حقیقتی. وای بر کسی که حتی لحظهای از عظمت تو غافل شود.