برگردان به زبان ساده
ساقیا باده که ایام طربناک آمد
داروئی ده که دوای دل غمناک آمد
هوش مصنوعی: ای ساقی، از این باده بیاور که دوران خوشی و شادمانی فرارسیده است. دارویی به من بده که تسکینی برای دل غمگینم باشد.
جامه ناز تو افتاده مگر در بستان
سرو آن جامه به بر کرده و چالاک آمد
هوش مصنوعی: شاید جامه زیبای تو در باغ سرو افتاده است، آن جامه که بر تن کرده و خوش و چالاک آمدهای.
چه شرابست بجام تو که در مستی عشق
زهر در مشرب مستان تو تریاک آمد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آنچه در جام توست نوعی شراب ویژه است که در حال عشق و شیدایی، طعمی از زهر دارد و مانند تریاک در دل مستان جاری میشود.
صفت از رنگ رخ و بوی تو در باغ شنید
گل که با جامه خونین و دل چاک آمد
هوش مصنوعی: گل در باغ از زیبایی و بوی تو حرف میزد و به خاطر لباس خونین و دل شکستهات، غم و اندوه تو را احساس کرد.
لاجرم عشق در آئینه او جلوه گر است
هر که از شایبه و زنگ هوسناک آمد
هوش مصنوعی: به ناچار عشق در چهره او نمایان است. هر کس که تحت تاثیر وسوسههای شهوانی قرار بگیرد، نمیتواند آن را ببیند.
دیدم آهوی دو چشم تو بچین خم زلف
این چنین صید که دیده که بفتراک آمد
هوش مصنوعی: دیدم که آهوچشمانت در کنار گیسوانت همانند صیدی است که نمیتواند از دام دیدگانش فرار کند.
آنچنان رفت بمن زآمدن و رفتن دوست
برق سوزنده که بر خرمن خاشاک آمد
هوش مصنوعی: دوست بهگونهای به من نزدیک شد و سپس رفت که مانند آتشی سوزان بر روی تودهای از کاه اثر گذاشت.
آخر ای عشق کدامی تو و جای تو کجاست
که فزون جاه تو از حیز ادراک آمد
هوش مصنوعی: ای عشق، تو کجایی و در کجا قرار داری که مقام و اعتبار تو از درک ما فراتر است؟
عشق سرمد علی عالی اعلا حیدر
که برتبت وصی صاحب لولاک آمد
هوش مصنوعی: عشق بیپایان و جاودانه علی، که مقام و جایگاه او در رأس و بالاتر از همه است و به عنوان وصی و جانشین صاحبالزمان به زمین آمده است.