برگردان به زبان ساده
سبزه از خاک برآورد سرو لاله دمید
می گلرنگ بچنگ آرو بنه جام نبید
هوش مصنوعی: سبزه از خاک بیرون آمده و سرو و لاله شکوفه زدهاند. گلی با رنگ زیبا پیش رو است، بگیر و برای ما جام شراب بیاور.
هر چه داری بده و جام زساقی بستان
صرفه آن برد که یوسف بزر و سیم خرید
هوش مصنوعی: هر چیزی که داری را به دیگران ببخش و از ساقی جامی بگیر. ارزش این کار در این است که از یوسف، بزرگ و با ارزش خریداری کردهای.
بنده عشق تو آزاد بود از عالم
هر که پیوست بتو از دو جهان جمله برید
هوش مصنوعی: عاشق تو به قدری آزاد است که از همه چیز و همه عالم رها شده؛ هر کسی که به تو وصل شود، از هر دو جهان جدا میشود.
سرو کز ناز زدی لاف سر دعوی داشت
دید چون قامت تو پای بدامان بکشد
هوش مصنوعی: سرو زیبایی که به خاطر ناز و دلرباییاش به خود میبالید، وقتی که قامت تو را دید، متوجه شد که باید پایش را به دامان تو بسپارد.
غنچه را جامه قبا گشته و گل را دل چاک
تا که آن شاخ گل تازه بگلزار چمید
هوش مصنوعی: غنچه مانند کسی است که لباس زیبایی پوشیده و گل با دل شکستهای به نظر میآید. این وضعیت نشاندهنده آن است که شاخه تازه گل به باغ آمده و در حال شکوفایی است.
گرنه سودای تو بودش بسر ای گلبن نو
از چمن بلبل سودازده بهر چه پرید
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در دل او نبود، ای گلی که از باغ شکوفا شدهای، بلبل عاشق برای چه از چمن پرواز کرده است؟
نخورد باده زکوثر نخرد آب حیات
هر که از میکده عشق تو یک جرعه چشید
هوش مصنوعی: هر کس که از میکده عشق تو یک جرعه بنوشد، دیگر طعم آب حیات و باده زکوثر را نخواهد چشید.
سر انگشت ندامت بگزد تا بلحد
هر که بر سیب بهشتی به بستان بگزید
هوش مصنوعی: هر کسی که به بهشت برسد و از آن لذت ببرد، باید در نهایت حسرت و پشیمانی را تحمل کند، زیرا به زیباترین ممرّی که در اختیار داشته نزدیک شده اما از آن دور شده است.
از سیاهی و سفیدی غرض آن معرفتست
مرد حق را نشناسند بدستار سفید
هوش مصنوعی: ما در زندگی به رنگها و ظواهر توجه میکنیم، اما حقیقت در شناخت واقعی افراد نهفته است. شخصی که بر پایه لباس سفید، که نماد پاکی و خوب بودن است، قضاوت میشود، ممکن است در باطن خود صفتهای دیگری داشته باشد. مهم این است که درک عمیقی از درون افراد داشته باشیم و به ظاهر آنها توجه نکنیم.
اثر مهر گیاهست خط سبز تو را
این نه آن مهر و گیاهی است که از خاک دمید
هوش مصنوعی: علامت عشق و محبت تو مانند نشانهای از گیاهان است، اما این عشق و محبت، از نوعی نیست که فقط به خاک و طبیعت مربوط باشد.
نسر طایر بکمند آمدم از قهوه عشق
روزی باده کشان بی خبر از غیب رسید
هوش مصنوعی: پرندهای از کلبه عشق به سوی من پرواز کرد و روزی با بادهنوشی به سمت من آمد، غافل از آنچه در خفا میگذرد.
آهوی شیرشکار نگهت را نازم
که بچنگال مژه سینه شیران بدرید
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، من به خاطر نگاه پرنواز تو، مانند آهویی هستم که در دست شکارچی است. چشمان تو چنان قدرتی دارد که میتواند دل شیران را نیز پارهپاره کند.
من خود آشفته نبودم زازل میدانی
دل آشفته ززلف تو پریشان گردید
هوش مصنوعی: من خودم به خاطر زلف تو آشفته نبودم، اما حالا دل من به خاطر زیباییهایت پریشان شده است.
دستی ای دست خدا بر در امیدم زن
زآنکه انگشت تو شد بهر در بسته کلید
هوش مصنوعی: دست خدا به در امید من بزَن، زیرا انگشت تو کلیدی است که در بسته را باز میکند.