برگردان به زبان ساده
زلیلی حسن کس افزون ندارد
خبر زین جلوه جز مجنون ندارد
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی مجنون از زیباییهای حسن خبر ندارد و دیگران در این زمینه هیچگاه به پای او نمیرسند.
نوای عشق را تار دگر هست
اگر ساقی می گلگون ندارد
هوش مصنوعی: اگر ساقی می سرخ نداشته باشد، هنوز هم نغمههای عشق به نوعی وجود دارد.
حریفی گر بود مست محبت
هوای باده و افیون ندارد
هوش مصنوعی: اگر رقیبی در راه عشق وجود داشته باشد، او را مست عشق خود میبینم و دیگر به نوشیدن شراب و مصرف افیون نیازی ندارد.
بدل دستی مرا ننهد طبیبی
که دایم آستین پرخون ندارد
هوش مصنوعی: کسی که به من کمک میکند و درمانم میکند، باید خودش نیز تجربه درد و رنج را داشته باشد و همیشه درگیر مشکلات نباشد.
عبث میخانه را بگشوده خمار
خبر از آن لب میگون ندارد
هوش مصنوعی: بیهدف درِ میخانه را باز کردهاند، اما خمار هیچگونه خبری از آن لبهای گلابی ندارد.
لبت را غنچه خواندم قامتت سرو
که نیکوئی جز این مضمون ندارد
هوش مصنوعی: لبهای تو را مانند غنچهای زیبا میبینم و قامتت را مانند سروی خوشبرگ و بالا. هیچ زیبایی و شگفتی دیگری جز این در تو وجود ندارد.
خرد گفتا که غنچه کی سخن گفت
ببین سرو آن قد موزون ندارد
هوش مصنوعی: خرد میگوید که غنچهای که هنوز شکفته نشده، چگونه میتواند صحبت کند؟ به سرو بنگر که قامتش چقدر هماهنگ و زیباست.
بمانی چهره بنما تا نگویند
جز او کس صحف انگلیون ندارد
هوش مصنوعی: اگر تو بمانی و خود را نشان دهی، دیگران نخواهند گفت که هیچ کس جز تو مانند تو نیست و نمیتواند جذابیتی به این اندازه داشته باشد.
حریف از زور بازو گشته مغرور
خبر از پنجه بیچون ندارد
هوش مصنوعی: حریف به خاطر قدرت بازویش مغرور شده است، اما از قدرت واقعی و بدون نقص خودش بیخبر است.
علی دست خدا سرپنجه حق
که کس قدرت از او افزون ندارد
هوش مصنوعی: علی به عنوان تجلی اراده خداوند و نشانهای از قدرت حقیقت شناخته میشود و هیچکس نمیتواند قدرت او را فراتر از آنچه هست ببیند.
مرا آشفته سودائی بسر هست
که این سودا به جز مجنون ندارد
هوش مصنوعی: من دلی آشفته و پر از سودا دارم که این احساسات و وسوسهها تنها در دل مجنون یافت میشود.