برگردان به زبان ساده
عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد
تا زهره در بزم فلک از وجد معجر برکشد
هوش مصنوعی: در روز عید، به آهنگساز بگو که سازش را به صدا درآورد تا روح در جشن آسمانی به وجد بیاید و پردههای رنج را کنار بزند.
ساقی صلا زد محتسب می در قدح کن برملا
صوفی شکسته توبه و خواهد که ساغر برکشد
هوش مصنوعی: ساقی صدایی میزند و محتسب را دعوت میکند که شراب را در جام بریزد. صوفی، که قبلاً توبه کرده بود، حالا میخواهد که دوباره جام را برکند و به نوشیدن بپردازد.
زاهد که بودی زرد رو میدیدمش در جستجو
گویا طبیبش گفته کاو زآن راح احمر برکشد
هوش مصنوعی: زاهد زردرو را که میدیدم در جستجوی درمان بود. به نظر میرسید پزشکش به او گفته که باید از راه قرمز (خون) عبور کند تا خوب شود.
هل من مزید صوفیان از بزم شد بر آسمان
هر کو کشیده ساغری خواهد مکرر برکشد
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که بخواهد بیشتر؟ صوفیان از مهمانی به آسمان صعود کردند. هر کسی که بادهای در دست دارد، دوباره خواهد نوشید.
چون آفتاب او میکشد پرده زعارض بر فلک
چون هندوان خور بر جبین خط مزعفر برکشد
هوش مصنوعی: چون آفتاب میآید، پردهها از روی زمین کنار میروند و آسمان روشن میشود، مانند اینکه خورشید درخشان بر پیشانی آن نقش زردی را میکشاند.
چون نوبت پیر مغان گویند بر بام حرم
نبود عجب واعظ که می بر فوق منبر برکشد
هوش مصنوعی: زمانی که نوبت پیر مغان به سخن گفتن میرسد، عجب نیست که واعظی که بر روی منبر ایستاده، جام می را بر میدارد و مینوشد.
آن میفروش بزم دل آن ماورای آب و گل
آنکو فلک را متصل گردن بچنبر برکشد
هوش مصنوعی: در میخانه، فروشندهای است که دلها را به وجد میآورد و بر افزوننمودن زمین و آسمان تسلط دارد. او بر گردن آسمان میافزاید و به زیبایی از آن میکاهد.
آن شهسوار لافتی آن تاجدار هل اتی
کز دست قدرت درو غادر را زخیبر برکشد
هوش مصنوعی: آن رزمندهی بزرگ و با شکوه که مانند تاجی درخشنده بر سر دارد، به طوری قدرتش را به نمایش میگذارد که حتی میتواند دشمن را از خبیری به دور کند.
چون دستاو شد دست حق نبود عجب کز معجزه
در مشرق از مغرب اگر خورشید خاور برکشد
هوش مصنوعی: وقتی دست انسانی به دست خدا میرسد، شگفتی ندارد که معجزهای در مشرق یا مغرب رخ دهد، حتی اگر خورشید از جانب شرق طلوع کند.