برگردان به زبان ساده
سفری چون سفر عشق خطرناک نبود
کاتشین بوده ره از آب نه از خاک نبود
هوش مصنوعی: سفر عشق مانند سفرهای دیگر خطرناک نیست، زیرا این راهی است که به آتش و دریا مربوط میشود و نه به خاک و زمین.
کرد چون عاشق سالک بدر عشق طواف
پست تر پایه ی از طارم افلاک نبود
هوش مصنوعی: عاشق وقتی در مسیر عشق حرکت میکند، به طواف و دور زدن مشغول میشود و در این حال، احساس میکند که در مقامی پایینتر از آسمانها قرار دارد.
کودکی داشت کمندی و شکاری میکرد
یک سرش نیست که آویزه فتراک نبود
هوش مصنوعی: یک کودک کمند و تلهای برای شکار داشت، اما یکی از سرهای تلهاش گم شده بود و نمیتوانست کاری انجام دهد.
بس سکندر که بظلمات لب تشنه نمرد
هیچ دارا نه که در پهلوی او چاک نبود
هوش مصنوعی: بسیاری از قدرتمندان که در تاریکی و مشکلات برای نجات جان خود تلاش کردند، هیچکدام از داراییهایشان به درد نخور بود؛ زیرا در کنار آنها هیچ یاری نبود که به کمکشان بیاید.
غیر آب در میخانه که اصل طرب است
در همه کون و مکان آب طربناک نبود
هوش مصنوعی: غیر از آب در میخانه که نشانهای از شادی و سرور است، در سراسر جهان هیچ آبی وجود ندارد که اینگونه شاداب و سرزنده باشد.
نتوانست مژه منع کند سیل سرشک
بستن طوفان اندر خور خاشاک نبود
هوش مصنوعی: نتوانست مژه جلوی اشک را بگیرد، چرا که طوفانی در دلش بود و نمیتوانست جلوی آن را بگیرد.
دوش بی نوش لبت صحبت اغیارم کشت
لاجرم زهر اثر کرد چو تریاک نبود
هوش مصنوعی: دیشب بدون نوش لبت، صحبت دیگران مرا از پای درآورد. به همین دلیل، زهر اثر خود را گذاشت، چون هیچ چیز مطلوبی در دسترس نبود.
گر نبودی زازل حسن کجا بودی عشق
از کجا بود می صاف اگر تاک نبود
هوش مصنوعی: اگر زیبایی زال نبود، عشق از کجا به وجود میآمد؟ اگر تاک (انگور) وجود نداشت، میشد می صاف (شراب) تولید کرد؟
شادمان هیچ ندیدیم که باشد ببهشت
گر دلی از الم عشق تو غمناک نبود
هوش مصنوعی: ما هیچگاه شادمانی را ندیدیم که بهشتی باشد، اگر دلی به خاطر عشق تو از درد و غم رنجیده باشد.
آتشین آه مرا سوخته بودی چونشمع
در شب هجر تو گر دیده نمناک نبود
هوش مصنوعی: دلتنگی من به اندازهای عمیق است که مثل شمعی در شب غم جدایی تو، سوختهام. اگر اشکهایم نبود، شاید هیچ نشانی از این سوختن باقی نمانده بود.
گر نبودی علی آن دست خدائی بجهان
اثر از دین نبی صاحب لولاک نبود
هوش مصنوعی: اگر علی نبود، دست خداوندی به جهان نمیرسید و تأثیری از دین پیامبر نبود. بدون وجود علی، چنین وجودی به نام لولاک (پیامبر) معنا نمییافت.
آب روی من آشفته زخاک نجفست
که مرا سجده گهی غیر بر آن خاک نبود
هوش مصنوعی: آبروی من به خاطر خاک نجف است، چرا که من هیچگاه جز بر آن خاک سجده نکردهام.
دل بسی غوص گهر کرد ببحرین وجود
گوهری چون گهر آل نبی پاک نبود
هوش مصنوعی: دل در عمق وجود تلاش بسیاری کرد تا گوهرهای گرانبها پیدا کند، اما در این دریا تنها گوهرهایی پیدا کرد که به پاکی و ارزش گوهر آل نبی نیستند.
عقل ادراک هویت نکند خامش باش
آن همان است که در حیز ادراک نبود
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند ماهیت او را درک کند؛ پس سکوت کن. همان چیزی است که در قابلیت درک قرار ندارد.