برگردان به زبان ساده
کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد
لیک به این قدر هم ثواب ندارد
هوش مصنوعی: اگرچه کشتن عاشق مجازاتی ندارد، اما به اندازهای هم ارزش و پاداش ندارد.
هست حسابی به کار و روز جزایی
کار نگویی که تو حساب ندارد
هوش مصنوعی: برای هر کار و عمل حساب و کتابی وجود دارد، پس نباید بگویی که هیچ چیزی برای محاسبه وجود ندارد.
خوی به رخ تست یا گلاب چکیده است
گرچه گل آتشین گلاب ندارد
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این مفهوم است که زیبایی و جذابیت تو ناشی از ذات توست یا اینکه از گلاب نشأت میگیرد. هرچند که در وجود تو مانند گل آتشینی وجود دارد که شبیه گلاب نیست. به عبارت دیگر، زیبایی و ویژگیهای درونی تو با لطافت و شفافیت خاصی آمیخته است، حتی اگر ظاهری شعلهور و پرشور داشته باشی.
چهره و زلفت مگر که ماه و سحاب است
لیک مه این عنبرینسحاب ندارد
هوش مصنوعی: زیبایی و موهای تو که آیا چون ماه و ابر است، اما این ماه بویی چون عطر عنبر ندارد.
گو بکن از خون ما تو دست نگارین
پنجه سیمینش ار خضاب ندارد
هوش مصنوعی: اگر دستان زیبا و نقرهایاش رنگ خون ما را هم نگیرد، باز هم میخواهیم که او با ما چنین کند.
خواب کند بخت من ولی به شب وصل
دیده عاشق مگو که خواب ندارد
هوش مصنوعی: سرنوشت من در خواب به سر میبرد، اما در هنگام شب که به معشوق میرسد، چشمان عاشق نه به خواب میروند و نه آرام میگیرند.
گفت که خونت بریزم از دم خنجر
با همه طفلی چرا شتاب ندارد
هوش مصنوعی: او گفت که باید خونت را با ضربه خنجر بریزم، اما با وجود همه چیز، چرا تردید داری و سریع عمل نمیکنی؟
ای بت شیرین نهی تو زین چه به گلگون
هست دو چشم من ار رکاب ندارد
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبای من، چرا با دست خود زین را کنار میزنی؟ مگر دو چشمان من که بر گلگون است، رکاب و افسار ندارند؟
تخم فشاندیم و آب دیده ضرور است
آه که این چشمه هیچ آب ندارد
هوش مصنوعی: ما تخم امید را پاشیدهایم و برای رشد آن به آب چشم نیاز داریم، ولی افسوس که این چشمه اصلاً آبی در اختیار ندارد.
گفتمش آشفته را جواب سلامی
گفت برو حرف تو جواب ندارد
هوش مصنوعی: به او گفتم که وقتی دلش آشفتگی دارد، باید جواب سلام من را بدهد. او پاسخ داد که برو و بدان که حرف تو هیچ پاسخی ندارد.
این دل سودازده که مانده پریشان
راه به جز کوی بوتراب ندارد
هوش مصنوعی: این دل بیمار و سرگشته هیچ راهی جز رفتن به کوی محبوبش ندارد.