برگردان به زبان ساده
فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید
نافه چین بخم زلف تو مرهون گردید
هوش مصنوعی: فتنه و زیبایی چشمان تو، آدمی را مجذوب و شیفته میکند. بویی که از موهای تو برمیخیزد، دلها را به تسخیر درآورده و در دام محبت تو گرفتار میسازد.
بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگ
هر کجا بود دلی از ستمت خون گردید
هوش مصنوعی: از این پس، در سینهی این جهان، تیرهای ستم به هدف قرار میگیرند و هر جا که دلها از ظلم تو به زحمت بیفتند، خون گریه میکنند.
لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجان
بهم آویخته شد لعل تو معجون گردید
هوش مصنوعی: جواهرات گرانبها و خوشمزهها مثل نمک، شکر، شیر و مرجان در کنار هم جمع شدند و ترکیبی زیبا و دلربا به وجود آوردند، که در آن لعل (گوهری) تو به عنوان بهترین و خاصترین عنصر در این معجون درخشید.
عاقلی جانب لیلی بملامت میرفت
نارسیده بدر خیمه که مجنون گردید
هوش مصنوعی: عقلی که با خود فکر میکرد لیلی را سرزنش کند، هنوز به چادر او نرسیده تبدیل به مجنون شد.
حسن مه کاهد چون بگذرد از چار دهش
چارده از تو شد و حسن تو افزون گردید
هوش مصنوعی: هنگامی که زیبایی ماه از مقابل تو بگذرد، زیباییات در چهارده برابر میشود و حسن تو بیشتر و بیشتر میگردد.
یک دو قطره زسرشگم بزمین جاری شد
آن یکی شط فرات آن یک جیحون گردید
هوش مصنوعی: چند قطره اشک از چشمانم بر زمین ریخت، یکی از این اشکها مانند رود فرات و دیگری مانند جیحون شد.
زاهدار کرد بدل وصل تو با حور بهشت
در قیامت شودش فاش که مغبون گردید
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که انسان با حوریان بهشت ملاقات میکند، حالتی از شگفتی و روشن شدن حقیقت بر او حاکم میشود و متوجه میشود که در این دنیا چه چیزهایی را از دست داده است.