برگردان به زبان ساده
زیبا صنما این همه زیبا نتوان بود
رعنا پسرا این همه رعنا نتوان بود
هوش مصنوعی: ای زیبای نازنین، تو چقدر زیبا هستی که دیگران قادر به رسیدن به این زیبایی نیستند. هیچ کس نمیتواند به اندازه تو زیبا و دلربا باشد.
در حسن زنی نوبت یکتائی و وحدت
آخر نه خدائی تو و یکتا نتوان بود
هوش مصنوعی: در زیبایی یک زن، تعبیری از یکتایی و وحدت وجود دارد، اما نباید فراموش کرد که این یکتایی به معنای خدایی نیست و نمیتواند به تنهایی به این شکل باشد.
گر خود ملکی از چه مجاور بزمینی
گر حوری و غلمان که بدنیا نتوان بود
هوش مصنوعی: اگر تو خود را مانند یک ملک میدانی، نه در کنار زمین، باید به یاد داشته باشی که حتی اگر همسرانی زیبا یا جوانان خوشروزگار داشته باشی، در نهایت نمیتوانی به این دنیا وابسته باشی.
ترکان همه خونریزو ندارند محابا
لیکن چو تو بی خوف و محابا نتوان بود
هوش مصنوعی: ترکان همه خونریز و خطرناک نیستند، اما هیچکس نمیتواند مانند تو بدون ترس و نگرانی زندگی کند.
از نخل تو تا چند نچیدن رطب وصل
عمری بتماشا و تمنا نتوان بود
هوش مصنوعی: از درخت تو تا کی میتوان خرما چید؟ عمر کافی برای تماشای آن و آرزو کردنش وجود ندارد.
بر کوه نهی بار غم عشق بنالد
بالله که چون کوه توانا نتوان بود
هوش مصنوعی: اگر بار سنگین غم عشق را بر دوش کوه بگذاری، به خدا قسم که کوه نیز از تحمل آن ناتوان میشود.
چون دیگ زند جوش اگر دل عجبی نیست
آسوده بر این آتش سودا نتوان بود
هوش مصنوعی: وقتی که دیگ جوش میآید، اگر دل پر از شگفتی و عجب نباشد، نمیتوان به راحتی بر روی این آتش دل مشغول شد.
گر سرو سهی بالا ور ماه تمام است
هرگز که باین چهره و بالا نتوان بود
هوش مصنوعی: اگر چه سرو بلند و زیبایی همچون ماه کامل وجود دارد، اما هرگز نمیتوان به این چهره و بلندی رسید.
دارند بتان ناخن مخضوب زحنا
با پنجه سیمین مهنا نتوان بود
هوش مصنوعی: شکل و زیبایی بتها به قدری دلربا و جذاب است که نمیتوان با وجود آنها به چیز دیگری توجه کرد. وجود آنها به حدی اثرگذار است که انسان را مجذوب خود میکند.
گیرم که شوی رستم دستان بشجاعت
مانند علی والی و والا نتوان بود
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که تو به قدرت و شجاعت رستم دستان تبدیل شوی، اما نمیتوانی به مقام و منزلت علی (ع) دست یابی.
آشفته شکر ریز شدی زآن لب شیرین
گویا چو تو ای مرغ شکر خا نتوان بود
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو مانند شکر است و هر بار که میخندی، بوی خوشی به هوا میافشانی. به نظر میرسد هیچ پرندهای همچون تو وجود ندارد که به این شیرینی باشد.